به گزارش پایگاه خبری ربیع، هر ساله و تقریبا در اکثر کشورهای اسلامی و حتی غیر اسلامی، تعدادی زیادی از هواداران امام حسین(ع) با برپایی مجالس عزاداری از واقعه کربلا و نهضت سیدالشهدا، بزرگداشت به عمل می‌آورند. علما و سخنوران با استفاده از مساجد، تکایا و حسینیه‌ها، امت اسلامی را با علل و انگیزه و فلسفه قیام اباعبدالله(ع) آشنایی داده و زوایای مختلف نهضت انسان‌ساز حسین بن علی (ع) را تبیین و تشریح می‌کنند.

خواص و عوام هر کدام با روش و به نوبه خویش، سعی در تجلیل و بزرگداشت این واقعه عظیم تاریخی دارند. عوام مسلمانان با برگزاری محافل عزاداری، دادن نذورات، راه‌اندازی دسته‌های سینه‌زنی و خواص و بزرگان اندیشه و معرفت با طرح مباحث روشنگرانه نهضت بلند حسینی، نوشتن کتب و تألیف آنها،‌ مداحی‌ها و سخنرانی‌ها به مسئولیت خویش در قبال واقعه عاشورا و قیام بی‌بدیل اباعبدالله (ع) همت می‌گمارند. نهضت امام حسین (ع) پیامدهای بسیاری داشت و دارد که در حد میسور به آن می‌پردازیم.

پیامدهای واقعه عاشورا منحصرا دردو بخشِ شکل و محتوا رخ نموده است که با تأسف، بخش شکلی و ظاهری آن، همواره و از بدو شکل‌گیری این قیام، بر بخش محتوایی و ارزشی آن، چربیده و غلبه داشته است که این قضیه نیز خود، علل و عواملی دارد، از جمله سهل و آسان بودن تجلیل ظواهر و مشکل و صعب بودن بزرگداشت عملی پدیده‌هایی چون نهضت اباعبدالله (ع) و امثال آن؛ زیرا انسان‌ها فطرتا از پدیده‌های راحت و آسان بیشتر خوششان آمده و به آن علاقه نشان می‌دهند تا امور دشوار و سنگینی که عرق‌ریزان جسم و روح آدمی را باعث می‌شوند. به هر تقدیر، یکی از پیامدهای قیام اباعبدالله الحسین(ع) بوجود آوردن روحیه ظلم‌ستیزی و نترسیدن از حاکمان ستم‌پیشه است. پیش از قیام حسین‌بن‌علی(ع) نیز نهضت‌ها و قیام‌های فراوان و متعددی از سوی انبیا و رهبران صالح، در اطراف و اکناف عالم به وقوع پیوسته بود و پس از نهضت عاشورا نیز تاریخ بشریت شاهد انقلاب‌ها و قیام‌هایی علیه نظام‌های فاسد و زورگو بوده و است،‌ که هر کدام توانسته‌اند، روحیه ظلم‌ستیزی و مبارزه با ستم را در کالبد خفته جوامع بشری بیدار کنند. اما نهضت حماسی و بی‌مانند حسین(ع) این ویژگی را به حد اعلای آن با خود داشته و در ایجاد، رشد و تقویت این روحیه سهم شایان توجهی را به خود اختصاص داده است. برای مثال می‌توان به قیام «توابین» درعراق آن روز و در فاصله زمانی بسیار کوتاهی با حادثه کربلا اشاره کرد.

واقعه عاشورای ۶۱ هجری، آنقدر تکان‌دهنده و کرامت‌خیز بود که در کوتاه‌ترین مدت، وجدان‌های خفته در بستر ناجوانمردی و نامردی را بیدار نموده و آنان را به قیام تاریخی و افتخارآفرینی وادار می‌کند و قیام و نهضت‌هایی از این قبیل که در جای خودش باید بحث شود. پیامد دیگر نهضت خونبار کربلا، پرده برداشتن از چهره یزید بن معاویه و دستگاه فاسد و ضد دینی او بود. هنر پیامد مذکور در این است که ابدا به رسوایی و فضاحت یزید و دستگاه او بسنده نمی‌کند و این پرده‌دری و اعجاز، همچنان تا ابدیت تاریخ و انسان، جریان داشته و ادامه پیدا می‌کند؛ زیرا یزید بن معاویه فقط مصداقی از مصادیق فساد و بیدادی بود که بر سرنوشت مسلمانان آن روز حاکم شده بود و امام حسین(ع) با قیام حماسی و شجاعانه خویش، ریشه ستم و فساد را نشانه گرفته و منهدم کرد، تا دیگر هیچ ظالم و بیدادگری نتواند در چهره حامی دین رسول الله ظاهر شده و ایمان مسلمانان را به بازی بگیرد. سومین پیامد جدا کردن دین و آموزه‌های آن از خرافه و فساد و به تعبیر دیگر احیای دوباره دین اسلام است. واضح است که بکاربردن کلمه احیا از باب تسامح است و به معنی زدودن گرد و غبارِ خرافات از آیینه دین اسلام می‌باشد. پس از خلفای راشده و افتادن زمام امور مسلمانان به دست معاویه ابن ابی سفیان، با سیلی از ورود خرافه‌ها، اسرائیلیات و کج‌روی‌ها و کج‌فکری‌ها، به وسیله علمای یهود که مصلحتا مسلمان شده بودند، در جامعه اسلامی آن روز مواجه می‌شویم. با رسیدن یزید بن معاویه به حکومت، این خرافات و فساد به اوج ممکن خویش رسید و اگر قیام اباعبدالله الحسین نمی‌بود، ابدا چیزی به نام اسلام راستین وجود نمی‌داشت و آنچه به نام دین در جوامع مسلمان آن روز و پس از آن عرض اندام می‌کرد، چیزی نبود به غیر از یک سری احکام و مسائل مختلط با باورمندی‌های منحط و خرافی یهودیت و نصرانیت!

امام حسین (ع) با درک اوضاع و شرایط، دست به قیام اصلاحگرانه می‌زند و با شهادت آگاهانه و تبیین و تشریح اهداف قیام خویش و با کمک روشنگری‌های خواهرش زینب (س) و جانشینش امام سجاد (ع)، اقیانوس بی‌کران دین را از گزند خرافه‌های رنگارنگ،‌ نجات می‌بخشد.

شکستن طلسم مبارزه با ستمگران با تعداد نفرات کم و تجهیزات اندک چهارمین پیامد است. امام حسین(ع) با نهضت خونبار کربلا بر این باور، که نمی‌شود با نفرات کم و تجهیزات ناچیز علیه دستگاه حاکم به جهاد و مبارزه برخاست، خط بطلان کشیده و با پیامدهای درخشان و مثبت قیامش، ثابت کرد که اگر خدا بخواهد، مؤمنان با زورمندترین قدرت‌های شیطانی هم می‌توانند به نبرد برخیزند و قدرت پوشالی آنان را با ایمان و صبرشان در راه دین خدا،‌ به استهزا و تحقیر بگیرند و در این تحقیر تا آنجا پیش بروند که هنوزکه هنوز است و پس از سپری شدن حدود چهارده و اندی قرن، از حسین(ع) و آرمان‌های او به عظمت و بزرگی یاد شود و بر یزید و دستگاه فاسد او لعنت‌های پی‌درپی فرستاده شود. پیامدهای دیگری درخور ذکر است که از این مقال خارج است که به منظور پیشگیری از اطاله کلام به همین چهار مورد اکتفا می‌کنیم.