به گزارش پایگاه خبری ربیع، شهید نواب صفوی در دوران سخت خفقان با شجاعت و شهامتی که داشت و با نگاه تیز بینانه تشیع علوی و حسینی، با انگیزه ارشاد جامعه بر اساس اندیشه های ناب اسلامی و تحقق کامل شعارهای اسلامی در حاکمیت سیاسی دست به اقدامات و فعالیت های سیاسی و اجتماعی ای زد که در زمان خفقان سیاسی کم نظیر بود. استعمارستیزی را می توان به عنوان مهمترین اقدام او دانست نواب برنامه مبارزاتی خود را در دو بعد مبارزه با استعمارگران خارجی و عوامل خودفروخته داخلی تنظیم و به اجرا در آورد. از اقدامات ارزشمند او تلاش در جهت اتحاد جوامع اسلامی بود که همزمان مبارزه با استعمارگران عملیاتی شد. اقدامات و اندیشه های آن شهید بزرگوار نشان از اینست که اتحاد اسلامی مد نظرشان، بسیار فراتر از مبارزه با رژیم صهیونیستی بود؛ به عبارت دیگر مبارزه با رژیم صهیونیستی، بخشی از اهداف کلان وی در ایجاد وحدت جوامع اسلامی بود. اما تا تحقق این مهم با توجه به عشقی که به فلسطین می ورزید، مبارزه مسلحانه و روحیه ایثار و شهادت را در راه آزادسازی قدس، توصیه می نمود و آن را بر سایر آمور مقدم می دانست. لذا یکی از اهداف ایشان از ایجاد وحدت میان مسلمانان جهان، حمایت و پشتیبانی از مردم مظلوم فلسطین بود. آری، سخن از روحانی جوان و سردار رشیدی است که نبرد مسلحانه اش را با نظام ظلم، فساد، تباهی، آلودگی، بیگانه پرستی، شهوت بارگی، هرزگی و لامذهبی در سنگینی تاریخ یک تنه پی افکند و از لحظه ای که به پا خاست یک دم ننشست؛ او ایستاد و ایستاد

 

تا همچون دیگر بلندقامتان همیشه استوار تاریخ با ما نشستگان زمینگیر و اخلادیان الی الارض وداع گفت. نواب صفوی جوانی پرشور، با ایمان و بی باک بود. در تهران متولد شد و در شهر نجف عراق به تحصیل پرداخت، سپس به ایران بازگشت تا حرکت جهادی را بر ضد خیانت و استعمار رهبری کند. در ایران، جنبش «فداییان اسلام» را تأسیس نمود؛ فداییان اسلام بر این باور بودند که قدرت و آمادگی تنها راه پاک سازی سرزمین های اسلامی از صهیونیسم و استعمارگران است. جنبش وی، در قیام بزرگ ملی ایران که از هفت سال پیش جهان را به خود مشغول کرده بود، تأثیر بسزایی داشت. هدف قیام، نابودی خیانتکاران و ملی کردن شرکت های نفتی بود. نواب صفوی، ریختن خون دست نشاندگان کافران استعمارگر را به عنوان محارب یا مهاجم مباح می دانست. نواب در قبال شاه ایران، مصدق و دیگران، مواضع جسورانه و مصلحانه ای داشت. وی در دوران حکومت دکتر مصدق دو سال در بازداشت بود. مصدق کوشید نواب هر چند شفاهی بیان کند که مخالفتی با کارهای مصدق نخواهد داشت و به این ترتیب آزاد شود ولی نواب صفوی سر فرود نیاورد و به فرستاده وی گفت: ساکت! مؤدب باش! ما مردمی هستیم که مرگ را سعادت و زندگی با «از میان روندگان» را ذلت می دانیم و به خواست خدا شکست نمی خوریم. نواب، در قبال پیمان های استعماری، موضع جسورانه ای داشت و با قدرت و سرسختی در برابر پیوستن ایران به هرگونه پیمانی مقاومت می نمود؛ از این رو، به اتهام مشارکت در ترور حسین علاء، نخست وزیر وقت ایران و مسئول امضای قرارداد الحاق به پیمان بغداد ــ دستگیر شد و دادگاه نظامی شاه، وی و یارانش را به اعدام محکوم کرد؛ این حکم ظالمانه بازتاب گسترده ای در کشورهای اسلامی داشت. توده‌های مسلمان که به مجاهدت ها و دلاوری‌های نواب صفوی ارج می نهادند، علیه این حکم تکان دهنده قیام کردند و با مخابره هزاران تلگراف از سراسر جهان اسلام، صدور این حکم را محکوم نمودند، زیرا از بین بردن این قهرمان دوران معاصر را خسارتی بزرگ برای اسلام می دانستند. سرانجام شاه با نادیده گرفتن مخالفت ها، لغو حکم اعدام را نپذیرفت و نواب صفوی و جمعی از یاران او را در تیرماه ۱۳۳۴ به شهادت رساند. بی تردید خدمات و اقداماتی که ایشان نسبت به فعالیت های ضد صهیونیستی داشتند، بسیار فراتر از یک جوان طلبه بوده است و به قولی اقدامات وی آنچنان بود که بلندقامت همیشه استوار تاریخ باقی ماند. وی در راستای عملیاتی نمودن نظریات فقهی علما و مراجع تقلید عصر خود اقدام می نمود. لذا می توان گفت که شهید نواب، جوانی متفاوت با بسیاری از جوانان و مبارزان بنام آن دوره بوده است.

مقام معظم رهبری تفاوت اقدامات شهید نواب صفوی با سایر شهدای قبل و بعد از انقلاب اسلامی را در وجود اختناق و خفقان در آن رژیم و اقدامات شجاعانه ایشان می دانند. ایشان درباره مقام شهید نواب بیان می کنند:

فرق نواب با شهدای زمان ما این است که وی در دوران غربت محض قیام کردند و نام حکومت اسلامی و حاکمیت احکام قرآنی را که کمتر به گوش کسی رسیده بود بلند کرد. مرحوم نواب در زمانی حکومت اسلامی را مطرح کرد که هیچ یک از بزرگان، علما و دیگران یا به فکر نبودند یا اگر بودند ابراز نمی کردند ولی مبارزینی بودند که با رضاخان بر سر قضیه کشف حجاب و در قضایای دیگر مبارزه کردند اما هیچ کدام از اینها شعارشان و مکتبشان و هدفشان ایجاد حکومت اسلامی نبود؛ این مرد بی نظیر که در آن دوران یک جوان بیست و چند ساله بود مسئله حاکمیت اسلام را مطرح کرد و آنچنان با حرارت و شور، این قضیه را به میان آورد که توانست جمعی را به دور خود جمع کند. با همه اختناقی که وجود داشت و با همه ترسی که بود، چه قبل از کودتا و چه بعد از آن، این علم را برافراشته نگاه داشت و عده ای از جوان ها از روحانیون، از طلاب، از فضلا حتی فضلای حوزه قم و بعضی از علما را به خودش جذب کرد. (پیام مقام معظم رهبری به همایش پنجاهمین سالگرد شهادت سید مجتبی نواب صفوی و یارانش)