به گزارش پایگاه خبری ربیع،  رکن اساسی جنگ نرم «نفاق» و دورویی است. به عبارت دیگر بدون حضور چهره‌های نفاق جنگ نرم غیر ممکن است. سازمان ها و تشکیلات جنگ نرم در جهان همگی از چهره‌های نفاق و از شیوه‌های منافقانه برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند. از اینرو به برخی از شیوه‌های جنگ نرم منافقان با استفاده از آیات اشاره می کنیم.

آن‌ها از شیوه طنز و تمسخر علیه مؤمنان استفاده می کنند (بقره:۱۴ و توبه: ۶۴) و (با استحاله و جابجایی در ارزش‌ها و باورهای مردم) به کارهای زشت فرمان داده و از کارهای نیک باز می دارند (توبه: ۶۷).

در بحران ها با ایجاد تردید، یأس آفرینی می کنند (احزاب:۱۲) و با شایعه پراکنی و ایجاد خوف و وحشت در میان مردم آن‌ها را از جهاد باز می دارند (احزاب: ۶۰). برای سد کردن راه خدا تلاش می کنند با رئا، تملق و چاپلوسی، خدعه، فریب و سوگند، خود را به رهبران جبهه حق و مؤمنان نزدیک کنند (منافقون: ۱-۲، بقره: ۹ و نساء:۱۴۲). از درک معارف و حقایق جبهه حق ناتوانند و از روی نادانی و نفهمی نسبت به شخصیت های جبهه حق توهین و تحقیر روا می دارند (منافقون: ۸-۷).

در هنگام خطر و زمان بحران با بهانه جویی از مسؤلیت ها شانه خالی کرده و میدان را ترک می کنند. (آل عمران: ۱۶۷). (اشاره به بازگشت عبدالله ابی به همراه سیصد نفر در جنگ احد). به ترک میدان بسنده نکرده بلکه با دشمنان خارجی همدست می شوند و آنان را به حمله علیه مسلمانان تحریک می کنند[۱] (حشر: ۱۱). به راحتی و بدون کم ترین ترّحمی در پنهان به خشن ترین توطئه ها علیه جبهه حق دست می زنند. جریان توطئه برای ترور پیامبر (ص) در بازگشت از جنگ تبوک توسط منافقان (توبه:۶۷-۶۴). فسادهای (اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود را) با پوشش رفرم و اصلاح انجام می دهند (بقره: ۱۳-۱۲). از اعتقادات مذهبی مردم سوء استفاده کرده و مساجد را کمینگاه خود قرار می دهند. اشاره به تأسیس مسجد ضرار (توبه: ۱۳۷)

امیرمؤمنان علیه السلام شیوه‌های دوچهره گان (برای جنگ نرم و فریب مردم) را این گونه بیان داشته اند: «هر بار رنگی به خود می گیرند و هر روز سخنی دیگر می گویند و شیوه‌ای دیگر انتخاب می کنند… و به هر وسیله چنگ می‌زنند و در هر جا به کمین می‌نشینند. در خفا این سو و آن سو روند و چون خزندگان درون جنگلها، نرم و پوشیده راه می‌سپرند. …سخن گفتنشان به دارو ماند و به زبان، شفای دیگران خواهند، ولی به عمل دردی درمان ناپذیرند. رشته امیدها را قطع می کنند. در هر راهی، کسانی را فدای خود کرده و به خاک هلاکت افکنده‌اند و ایشان را نزد هر دلی شفاعتگری است. بر هر غمی سرشکها (اشک تمساح) افشانده‌اند. …برای هر حقی باطلی مهیا کرده‌اند و برای هر راستی، کژی. و برای هر زنده‌ای، کشنده‌ای و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی، چراغی. نومید سازی را وسیله آزمندی خود سازند تا بازار خود گرم دارند و کالای خود به بهای بیشتر بفروشند. سخن باطل می‌گویند و حق جلوه می‌دهند تا دیگران را به اشتباه افکنند. اگر توصیف می‌کنند، تزویر می‌کنند. طریق باطل را آماده و آسان جلوه دهند و گذرگاههای تنگ آن را پرپیچ و خم سازند تا رونده در آن سرگشته بماند. گروه شیطان‌اند و زبانه‌های آتش. «آنان حزب شیطانند و بدانید که حزب شیطان زیانکاران‌اند[۲]

در دوران‌های مختلف انقلاب اسلامی شخصیت هایی را مشاهده می کنیم که با همه خطوط و جریان‌های سیاسی هماهنگ می شوند و گاه با دشمنان ملت نیز همسویی می کنند و سیاه نمایی می کنند تا به مقام و منصبی برسند. گاه خود را تند رو و افراطی و گاه ملایم و غیر انقلابی و گاه معتدل و میانه رو جلوه می دهند و نان را به نرخ روز می خورند. در شعار بسیار موفق و در عمل ناموفقند. برای همه حتی ضد انقلاب، دل می سوزانند و اشک ها می ریزند. ضربه‌های اساسی از سوی این گروه به پیکر جامعه اسلامی وارد می شود.

این روزها نیز این جریان که دل به دشمن دوخته اند و نفاق از چهره و عملکردشان نمایان است و دست در دست دشمن دارند فعال شده‌اند تا مردم را با خود همراه کنند و از مشکلی که هنوز ابعاد و شرایطش معلوم نیست و هنوز علت و علل این مشکل که البته مهم است روشن نشده است زمین و زمان را به هم می دوزندو از هر فرصتی استفاده می کنند تا خود به نوایی برسند در حالیکه بسیاری از رفتارهای گذشته اشان نشان می دهد هیچ اردتی به مردم ندارند اما از مردم استفاده می کنند. باید اجازه داد مسئله به درستی و به دور از هیاهو و یا سستی و بی عوجهی بررسی کارشناسی شود و نتیجه کار متخصصین اعلام گردد که اگر فرد یا افرادی خاطی بودند به سزای اعمالشان خواهد رسید و قانون تکلیف را روشن می کند انشاالله دستگاههای نظارتی بخوبی به وظیفه عمل می کنند و گزارش صحیح و درست را به مردم خواهند داد.

[۱] -بسیاری از تحریم ها و تهدیدها پس از فتنه ۸۸ از سوی منافقان به نظام سلطه پیشنهاد شد.

[۲] -خطبه ۱۹۴ نهج البلاغه محمد دشتی ترجمه‌نهج‌البلاغه (آیتی) همراه با دخل وتصرف، ص ۴۵۳