پایگاه خبری ربیع/

با تشکیل مجلس یازدهم و شروع به کار این دوره نمایندگی مباحث مختلفی در جهت تسهیل امور و زمینه سازی برای حل مشکلات بطور رسمی و غیر رسمی در مصاحبه ها، سخنرانی ها و توئیت ها مطرح گردیده و می گردد. یکی از این موضوعات احتمال تغییر نظام سیاسی کشور از وضعیت شبه‌ریاستی – شبه‌پارلمانی موجود به وضعیت پارلمانی است که البته نخستین بار در سال ۱۳۸۹ مقام معظم رهبری در جریان سفر به استان کرمانشاه مطرح فرمودند.

«امروز نظام ما نظام ریاستی است؛ یعنی مردم با رای مستقیم خودشان رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کنند؛ تا الان هم شیوه بسیار خوب و تجربه‌ شده‌ای بوده ‌است. اگر یک روزی در آینده‌های دور یا نزدیک احساس شود به جای نظام ریاستی مثلاً نظام پارلمانی مطلوب است هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی می‌تواند این خط هندسی را به این خط دیگر هندسی تبدیل کند؛ تفاوتی نمی‌کند».

سخن رهبر معظم انقلاب به این معنی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با حفظ شاکله اصلی خود سازوکارهای انتخابی و اجرایی را تغییر دهد که این مهم یک‌بار در سال۶۸ هم رخ داد و نظام پارلمانی به ریاستی تغییر کرد. در ابتدای انقلاب علاوه بر آنکه مردم رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کردند، رئیس‌جمهور هم فردی را به‌عنوان نخست‌وزیر به مجلس پیشنهاد می‌داد و اگر مجلس به او رأی اعتماد می‌داد آن شخص نخست‌وزیر کشور می‌شد. شاید به دلیل بعضی تداخل وظایف و ناهماهنگی‌هایی که در کارهای نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور دیده می‌شد، در آن زمان ضرورت تغییر نظام پارلمانی یا به تعبیر دقیق‌تر نیمه پارلمانی به ریاستی احساس شد.چندسالی از آن طرحِ‌موضوع گذشت که بار دیگر رهبرمعظم انقلاب درباره این تغییر نظام سیاسی سخن گفتند. ایشان در ابتدای خردادماه سال۹۸ در دیدار با جمعی از دانشجویان فرمودند: «مشکلات نظام پارلمانی برای کشور بیش از مشکلات نظام ریاستی است».

درواقع، اصلاحات ساختاری احتمالی در نگاه نخست برآمده از ضعف‌ها و نارسایی‌های سیستم موجود و تلاش برای ایجاد نوعی تحرک، چالاکی و پویایی در سیستم اداره کشور است. از طرفی وقتی رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شود حتی اگر به خطا و انحراف نیز برود به این سادگی قابل حذف و جابجایی نیست در صرورتیکه در نظام پارلمانی نخست وزیر توسط مجلس به سرعت قابل جایگزینی خواهد بود. به هر حال، نظام‌های سیاسی به لحاظ کیفیت رابطه میان قوه مجریه و مقننه به دو دسته پارلمانی و ریاستی تقسیم می‌شوند که ویژگی‌های هر یک به شرح زیر است:

در شکل پارلمانی حکومت، از آنجا که قوه مجریه برآمده از قوه مقننه و در برابر آن مسئول است،‌ ارتباط نزدیکی میان این دو وجود دارد و بر همین اساس، شکل «مسئولیت‌دار حکومت» خوانده می‌شود. در نظام پارلمانی، قوه مقننه بر قوه مجریه برتری حقوقی و قانونی دارد و وزیران در مقابل مجلس نمایندگان مسئولیت جمعی دارند. هماهنگی قوا، جلوگیری از استبداد قوه مجریه، راحتی تصمیم‌گیری، ‌وجود اپوزیسیون قوی، ‌سالم و کارآمد، انعطاف‌پذیری، ابتکار در قانون‌گذاری و پاسخگویی در برابر افکار عمومی ازجمله مزایای حکومت پارلمانی است. در مقابل، گسترش بوروکراسی،‌ بی‌ثباتی حکومت‌ها، نقص در تفکیک قوا، احتمال اینکه هماهنگی قوا در مواردی زیان‌بار باشد(زیرا قوای مقننه و مجریه هر دو از یک جریان سیاسی هستند و همین امر ممکن است مانع انتقاد و دیدن مشکلات شود) ازجمله ایرادات نظام پارلمانی است.

اما درباره شکل ریاستی حکومت باید گفت که استقلال و جدایی قوه مقننه و مجریه، خصلت ویژه نظام ریاستی است. در این شکل حکومت، ارگان‌های حکومت جدا از هم و در قدرت متناسب هستند. قوه مجریه و قوه مقننه، هر یک به طور مستقل از طرف مردم انتخاب می‌شوند و هیچ‌یک دیگری را انتخاب نمی‌کند. به عبارت دقیق‌تر، رئیس قوه مجربه نه توسط قوه مقننه،‌ بلکه به طور مستقیم از طرف مردم انتخاب می‌شود.

ثبات حکومت، رئیس‌جمهور منتخب مردم و بدون مسئولیت در برابر قوه مقننه، مناسب برای کشورهای دارای جوامع مختلف و کاهش روحیه حزب‌گرایی از مهمترین مزایای شکل ریاستی حکومت است. نامناسب بودن برای کشورهای با وسعت متوسط، تأخیر در اتخاذ تصمیمات، امکان خودکامگی رئیس قوه مجریه و… نیز از معایب نظام ریاستی است. تفاوت‌هایی که می توان برای نظام پارلمانی و ریاستی بیان داشت از این قرارند:

– نظام ریاستی مبتنی بر تفکیک مطلق قوا است، اما نظام پارلمانی مبتنی بر تفکیک نسبی قوا است.

– در شکل ریاستی، دوره تصدی رئیس قوه مجریه معین است، اما در شکل پارلمانی، دوره تصدی کابینه به پشتیبانی قوه مقننه بستگی دارد. به عبارتی، دوره زمامداری کابینه وابسته به حفظ ائتلاف پشتیبان آن در قوه مقننه است.

– در شکل ریاستی، رئیس قوه مجریه مستقل از قوه مقننه است و این قوه نمی‌تواند او را عزل کند، اما در نظام پارلمانی کابینه به قوه مقننه وابسته است.

– نظام پارلمانی، نظام دورئیسی است؛ ‌رئیس حکومت(نخست‌وزیر) و رئیس دولت دو شخص متفاوت هستند؛‌ رئیس حکومت، رئیس واقعی است که زمام امور اجرایی کشور را در دست دارد و رئیس دولت، رئیس اسمی بوده و جنبه نمادین و تشریفاتی دارد. اما نظام ریاستی یک رئیسی است؛‌ رئیس حکومت همان رئیس دولت است و رئیس اسمی وجود ندارد.

بنابراین، باید گفت که هر کدام از این نظام‌ها معایب و محاسنی دارد و انتخاب هر یک از آنها بستگی به شرایط کشورها دارد. به عنوان مثال گفته می‌شود که نظام پارلمانی مخصوص کشورهایی است که از محیط‌های سیاسی متجانسی برخودارند. در مجموع، نظام پارلمانی به سبب ارتباط قوای مجریه و مقننه و کنترل قوه مجریه توسط قوه مقننه می‌تواند کارآمدی بیشتری داشته باشد. حالا باید صبور بود تا از طرف مجلس اقدام رسمی صورت گیرد و تکلیف روشن شود هر چند افرادی از مجلس اظهار نظرهایی داشته اند و در بیرون نیز اظهار نظرهایی توسط افراد مستقل و افراد وابسته به گروههای سیاسی داشته اند از جمله، اخیرا امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، نائب‌رئیس مجلس بازهم بحث تغییر نظام ریاستی به پارلمانی را مطرح کرده و گفته است: «به نظر می‌رسد لازم است که در کشور مدتی طولانی نظام پارلمانی حاکم شود. ما نیاز داریم در موقع لزوم سریعا افراد را عوض کنیم اما با شرایط کنونی اگر سراغ هرکسی برویم بحران سیاسی ایجاد می‌شود». چندی پیش نیز مشاور ولی اسماعیلی، نماینده مجلس یازدهم در توئیتی نوشته بود: «شاید مهمترین اتفاقی که مجلس یازدهم میتواند رقم بزند، تغییر نظام ریاستی به پارلمانی است. زمزمه‌های این حرکت تاریخی از مجلس به گوش می‌رسد. وقتی نخست‌وزیر مسئول باشه، تغییرش دردسر زیادی نداره؛ اشتباه کرد به راحتی باهاش خداحافظی می‌شه. تکرار اشتباهات ۸ ساله یک رییس جمهور جبران ناپذیره». امید آنکه اگر قرار است اتفاقی در این راستا بیفتد درست و عمیق کارشناسی شود که هزینه هایی را بار بر جامعه و کشور نکند و بعدش پشیمانی! بلکه این تصمیم باید نجات بخش باشد و مانع از اشتباهات خسارت باری که نظام ریاستی تابحال بر کشور و ملت تحمیل نموده است.

 مظفر حاجیان