به گزارش پایگاه خبری ربیع، مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی: )

“سردار شهید عزیز ما را به چشم یک فرد نگاه نکنیم، با چشم یک “مکتب” یک “راه”، یک “مدرسه” ی درس آموز نگاه کنیم.”

دقت در کلام رهبر عزیزمان برای فهم ژرفای معنای “مکتب” موجب شد که ما به تعریف مکتب از نگاه حاصل عمر امام، استاد شهید مطهری مراجعه کنیم، ایشان می‌فرمایند:

“مکتب …یعنی…یک تئوری کلی، یک طرح جامع و هماهنگ و منسجم که هدف اصلی، کمال انسان و تأمین سعادت همگانی است و در آن:

خطوط اصلی

و روشها

بایدها و نبایدها

خوب‌ها و بدها

هدف‌ها و وسیله‌ها

نیازها

دردها و درمان‌ها

مسئولیت‌ها و تکلیف‌ها

مشخص شده باشد و منبع الهام تکلیف‌ها و مسئولیت‌ها برای همه‌ی افراد بشر بوده باشد. (انسان و ایمان ص ۵۳)

بنا بر تعریف شهید مطهری، مکتب شهید سلیمانی به این معناست که سردار شهید نه یک فرد که مثل شهید مظلوم بهشتی یک ملت است بلکه یک امت است؛ مجموعه‌ای از افراد با گرایشها و سلیقه‌های گوناگون و هنرهای متفاوت یکجا گرد هم آمده‌اند، متحد و منسجم شده‌اند و شخصیت حاج قاسم شهیدمان را تشکیل داده‌اند؛ این انسان جامع الاضداد هدف اصلی‌اش رشد و تکامل انسان و جوامع بشری است و مصمم است که سعادت و امنیت بشریت را تأمین کند؛ امتیاز مکتب شهید سلیمانی بر سایر مکتب‌ها این است که مکاتب، غالباً تئوری دستیابی به سعادت جوامع را فقط ترسیم می‌کنند ولی سردار شهید بی مرز ما عملاً امنیت و سعادت جوامع انسانی معاصر خود را تأمین کرد و پرچم امنیت آنان را بر سر دست گرفت؛ رسماً وعده داد که تا سه ماه دیگر کره‌ی زمین را از لوث ویروس خطرناک داعش، پاکسازی خواهد کرد و قبل از سه ماه به وعده‌ی خود وفا کرد در حالی که این گروه خشن و خبیث و بی عاطفه توسط شیطان بزرگ ایجاد شده بود و قویاً توسط این قدرت بلامنازع جهانی تجهیز و پشتیبانی می‌شد. و غربی‌ها اعلام کرده بودند که دست کم ده سال در منطقه حکومت خواهند کرد.

مکتب شهید سلیمانی خطوط اصلی و روشهای سعادت انسان‌ها را در سخنان و وصیت نامه‌اش به یادگار گذاشت.

بایدها و نبایدها را بیان کرد؛ خوب‌ها و بدها را شناسایی و معرفی کرد؛ به هدف‌هایش دست یافت و هرگز از وسیله‌های نامقدس برای وصول به اهدافش بهره نگرفت.

با تیز هوشی و درایت ایرانی‌اش نیازهای جهان اسلام را شناخت بویژه نیازهای گروههای مظلوم فلسطینی به داشتن سلاح‌های مجهز برای دفاع از خود و آزادسازی اراضی اشغالی از دست متجاوزان؛ دستشان را خالی دید و آن را پر کرد.

بزرگ‌ترین درد و غده‌ی سرطانی منطقه‌ی خاور میانه یعنی رژیم اشغالگر قدس را تشخیص داد و با پر کردن دستهای فلسطینیان و خودکفا کردن حزب الله لبنان زمینه‌ی نابودی این رژیم جعلی منحوس را آماده کرد که به فضل الهی به زودی پیکر امت اسلامی از شر خباثت‌های این تومور سنگین و مزمن سرطانی راحت خواهد شد.

مکتب ناطق شهید سلیمانی مسئولیت‌های حساس، بویژه وظیفه‌ی علما و مراجع معظم تقلید، سیاسیون کشور، جناح‌های سیاسی، ارتش، سپاه، حوزه و دانشگاه و آحاد امت اسلامی را در قبال خیمه‌ی رسول الله یعنی “ولی فقیه” و نظام اسلامی، با صراحت بیان کرد و هشدارهای لازم رابه مراجع تقلید داد و با قاطعیت اعلام کرد که اگر حرم جمهوری اسلامی ایران حفظ نشود حتی حرم امن الهی و حرم رسول الله (ص) و سایر حرمها باقی نمی‌مانند.

از کلام رهبر عزیز در رسالت نیروی قدس مؤلفه‌های دیگری از مکتب سلیمانی به دست می‌آید و آنها عبارتند از:

“انگیزه‌های بزرگ و روشن انسانی”،

“نگاه به جامعه‌ی بشری”،

“مرز ناشناسی”و

“حضور در هر جایی که نیاز باشد”

“حفظ کرامت مستضعفان”

“بلاگردان مقدسات و حریم‌های مقدس شدن”

“نوعدوست بودن شهید سلیمانی که این ملت و آن ملت برایش فرقی نداشت”

که اینها به این تجلیل و تکربم دهها میلیونی مردم در بدرقه‌ی سردار شهید معنا می‌بخشد.

بر این اساس می‌توان مکتب شهید سلیمانی را مانند مکتب اسلام در سه ساحت:

۱- شناختی و اعتقادی

۲- عاطفی و اخلاقی

۳- رفتاری و عملیاتی

یا به تعبیر دیگر در عرصه‌های:

بینشی،

منشی و

کنشی

تبیین کرد.

در ساحت شناختی، حاج قاسم همه‌ی جهان را نظاره می‌کرد این نگاه، خدایی است و همه‌ی مردم جهان عیال خدا هستند حاج قاسم، خود را وقف خدمت به “عیال الله”

کرد و به فرمایش رهبر عزیزمان “نوعدوست” بود، نوع بشر را دوست داشت، “نوعدوستی” یکی از برجسته‌ترین مؤلفه‌های مکتب شهید سلیمانی است، این قهرمان امت اسلامی، به آیه‌ی کریمه‌ی

“و لقد کرمنا بنی آدم…”

از بن دندان اعتقاد داشت و چهل سال خالصانه خدمتگزار “انسانیت”بود.

هرکجا بوی خدا می‌آید

خلق بین بی سر و پا می‌آید

این استقبال چند ده میلیونی مردم ایران از سردار دلها، پاسخ عشق و علاقه‌ی آن سردار عطوف و رئوف به مردم بود.

اگر اسماعیل هنیه که از برادران اهل سنت است و در اعتقادش به خلفای اهل سنت بسیار قوی است با شور و حرارت غمگنانه فریاد می زند که حاج قاسم سلیمانی “شهیدالقدس، شهیدالقدس، شهیدالقدس”

حکایت از علاقه‌ی بسیار شدیدش به شهید سلیمانی دارد و تردید نداریم که اگر شهید سلیمانیِ صد در صد معتقد به مکتب اهل بیت علیهم السلام ذره‌ای از تعصبات تفرقه آمیز شیعه و سنی را داشت هرگز رهبران اهل سنت اینگونه در فراق او نمی‌سوختند؛ او در حرکات و سکناتش فتوای حکیم سکاندار انقلاب را در حرمت اهانت به خلفا به نمابش می‌گذاشت، نه نمایشی فرمایشی و ریاکارانه بلکه صد در صد برادرانه و صادقانه و شجاعانه و مخلصانه؛ امروز همین وحدت جهان اسلام است که مانند “اسم اعظم” همه‌ی گرهها را باز و غیر ممکن‌ها را ممکن می‌کند؛ این سخن مقام معظم رهبری است که در ۲۳ تیر ماه ۶۸ به مناسبت اربعین رحلت امام امت (رضوان الله علیه) فرمودند:

“وحدت عمومی، به معنای گرد آمدن صاحبان سلیقه‌ها و روشهای گوناگون بر گرد محور اسلام، خطّ امام و ولایت فقیه است. این، همان اعتصام به «حبل‌الله» است که عموم مسلمین بدان مکلّف گشته‌اند و این

آن “اسم اعظم”ی است که همه‌ی گره‌ها را باز و همه‌ی موانع را برطرف و همه‌ی شیاطین را مغلوب می‌کند.”

حاج قاسم عزیز، این “اسم اعظم” را داشت و راز و رمز به دست آوردن این “فتح الفتوح”ِ معضلات و بن بست ها “محبت و صمیمیت آن سردار یگانه نسبت به آحاد مسلمانان بلکه همه‌ی انسانها بود که “نوعدوستی” در بیان رهبر حکیممان از ویژگی‌های آن “مالک اشتر”امام امروز امت اسلامی بود.

بر ماست که به این مکتب افتخار آفرین ایمان بیاوریم و به آن شاگرد مکتب اسلام و امام ملحق شویم انشاءالله.

حجت الاسلام دکتر غلامحسین جعفری