به گزارش پایگاه خبری ربیع، در دوران کنونی که زمان غیبت امام زمان (عج) است، وظیفه ما انتظار ظهور ایشان را کشیدن و فراهم‌سازی مقدمات ظهور است. اما منتظر واقعی کیست؟ در لغت منتظر به کسی می‌گویند که چشم انتظار باشد و یا آماده آمدن و ورود کسی باشد. این حالت را می‌توان به فردی تشبیه کرد که روی زانو در حال تجافی و منتظر قیام امام جماعت برای رکعت بعدی نماز باشد، یعنی نیم‌خیز و کاملاً آماده قیام و همراه شدن با امام جماعت. در واقع یک منتظر واقعی هم باید اینچنین حالتی داشته باشد و هر لحظه منتظر امام غایب (عج) باشد.

در روایات متعددی آمده است که یک منتظر واقعی، باید آداب و اصولی را رعایت کند تا بتواند در جرگه منتظران واقعی امام مهدی (عج) درآید. بر همین اساس، یک منتظر واقعی کسی است که گوش به فرمان امام خود باشد و آنچه که او می‌گوید و فرمان می‌دهد، انجام دهد و در دوران انتظار به تمام اعمال خواسته شده جامه عمل بپوشاند و در رفتار، گفتار، کردار و تمام اعمال ریز و درشت خود نظارت و کنترل کامل داشته باشد و مطیع محض امام خود در هر حال و شرایطی باشد.

افرادی که در جرگه منتظران ظهور امام مهدی (عج) قرار دارند، قطعاً دارای وظایفی هستند که باید در دوران انتظار انجام دهند. انتظار ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) به دو گونه است، یکی انتظار اعتقادی و شعاری و دیگری انتظار عملی و فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت. اما آنچه مهم‌تر و مأموریت اصلی منتظران ظهور است، انتظار عملی و زمینه‌سازی برای برپایی حکومت عدل جهانی در ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

علی بن محمد از محمد بن علی بن ابراهیم و او از عبدالله بن صالح نقل می‌کند که گفت: امام زمان (عج) را در کنار حجرالاسود مشاهده کردم که مردم همگی جذب نورانیت وجود او شده بودند، در حالی که ایشان را نمی‌شناختند چنین مجذوب بودند.

شناخت وجود مقدس امام زمان (عج) بسیار مهم و ارزشمند است، چرا که از یک سو معرفت صحیح امام بر هر فردی واجب بوده و نبود آن، مرگ جاهلیت را به دنبال دارد. چنان که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّه، هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است»، (بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۳۳۱). و از سوی دیگر شناخت بهترین موعود پیامبران و مصلح جهانی و آگاهی از زندگانی او، نقش مهم و تعیین کننده‌ای در زندگی افراد دارد و حرکت آنان را تنظیم می‌کند.

این شناخت دو جنبه دارد، اول معرفت شخص آن بزرگوار که او کیست و زندگانی او به چه صورت است؟ دوم معرفت شخصیت ایشان که جایگاه آن حضرت در نظام هستی کجاست و چه آثاری بر آن مترتب است و ما چه وظایفی در قبال امام داریم؟

شناخت واقعی، دارای ویژگی‌هایی است که عبارت است از اینکه: اولاً از منابع معتبر و مؤثق و مستند به دست آید. ثانیاً گستره‌اش شامل آموزه‌های اعتقادی، اخلاقی و عبادی شود. ثالثاً، از آن‌جا که امام، الگوی عملی برای انسان‌هاست، به ابعاد فکری، عملی و روحی امام نیز ناظر باشد.

این شناخت از سه راه که مکمل یکدیگرند حاصل می‌شود:

یکم. مطالعه تاریخ زندگانی آنان، مطالعه سرگذشت و سیره آنان، خصوصاً در باب فضایل، مناقب و خصوصیات آنان ـ از قبیل: شجاعت، مردانگی، ایثار، تواضع، صبر، فرزانگی و… ـ انسان را متوجه مقام والای آن بزرگواران می‌کند و جذبه و کشش خاصی نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاکم می‌شود.

دوم. مطالعه و تفکّر در سخنان ایشان، اسلام تفکر را موجب بصیرت (الحیاه، ج ۱، ص ۸، ح ۳)، دعوت کننده به عمل نیک (همان، ح ۹)، پدید آورنده نور (همان، ص ۴۹، ح ۱۸)، نشانه حیات و زنده بودن قلب بصیر می‌داند (همان، ص ۴۸، ح ۵).

مطالعه و تفکّر در آثار فکری امامان، هر چند کار مشکلی به نظر می‌رسد، ولی بسیار سودمند است. این امر علاوه بر آن که باعث شناخت شخصیت آن بزرگواران و ایجاد محبت آنان در دل می‌شود، سرمایه بزرگی برای روح بشر به شمار می‌رود. همان طور که فراگیری فصول یک کتاب، باید با تحقیق و دقت کامل و رجوع به استاد و… قرین باشد، مطالعه و اندیشه و تفکر در آثار ائمه (ع) نیز، باید با استفاده از استادان فن و مراجعه به کتاب‌هایی که در شرح سخنان آنان به رشته تحریر درآمده، همراه باشد. سوم. شناخت خدا: اگر ما خداوند و صفات و اسمای او را به طور حقیقی بشناسیم، می‌توانیم انسان‌های کامل راستین (امامان) را نیز بشناسیم، زیرا آنان آینه تمام‌نمای صفات جمال و جلال حضرت حق‌اند و در تسمیه به اسمای الهی، از تمامی موجودات عالم امکان برترند. بر این اساس، با شناخت خدا و صفات او، می‌توانیم به اوصاف و ویژگی‌های امامان نیز واقف گردیم. شاید دعایی که سفارش شده در زمان غیبت بعد از نماز زیاد خوانده شود، ناظر به همین حقیقت باشد:

«اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَکَ، لَمْ اَعْرِف نَبِیَّکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ، ضَلَلْتُ عَنْ دینی، خداوندا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی پیغمبر را نمی‌شناسم، خدایا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر به پیامبر معرفت پیدا نکنم، نمی‌توانم امامم را بشناسم، خدایا! حجت و امامت را به من بشناسان که اگر امام را نشناسم، در دین خود گمراهم» (مفاتیح‌الجنان، دعا در غیبت امام زمان (عج)).