به گزارش پایگاه خبری ربیع، بحث ارتباط یا عدم ارتباط با آمریکا در فرازهای مختلفی از دوران عمر ۴۰ ساله انقلاب اسلامی و بین افراد و گروه‌های سیاسی و در جراید و رسانه‌ها و در جلسات خصوصی و حتی عمومی به صورت صریح و در لفافه مطرح شده است. هرچند از زوایا و دیدگاه‌های گوناگونی به این بحث پرداخته شده و شخصیت‌هایی در این رابطه اظهار نظر نموده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد خوب است در این زمینه  نگاهی به مبانی قرآنی ارتباط یا عدم ارتباط با بیگانگان و از جمله آمریکا داشته باشیم؛ زیرا هنوز عده‌ای دست‌بردار نیستند.

با یک پرسش وارد موضوع می‌شویم و آن اینکه مبانی قرآنی منع مذاکره چیست؟ چرا نباید مذاکره کنیم؟ اما چرا پرسش از منع می کنیم؛ زیرا طرفداران عدم مذاکره و ایستادگی و مقاومت بر موضع حق کثیرند و طرفداران مذاکره اندک! اندکی که خیلی هم سر و صدا دارند. در هر حال، در این باره، به چند آیه اشاره می‌کنیم. در باب عزت مسلمانان در قرآن، چند آیه آمده است. در یک جا خداوند می‌فرماید: «للّهِ العزّهُ و لرسولهِ و للمؤمنین.» (منافقون: ۸) در آیه‌ای دیگرمی‌فرماید: «مَن کانَ یُرید العزّهَ فللّه العزهُ جمیعا.» (فاطر: ۱۰) بنابراین دو آیه یکی از مباحث مبنایی عزت است و هر آنچه عزت مسلمین یا مردم کشور اسلامی را مخدوش کند را نباید دنبال کرد. باید در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، توجه به این اصل مهم داشته باشیم که باید عزت اسلام و مسلمانان و عزت دین خدا محفوظ باشد. در اینصورت، هرجا مذاکره با بیگانگان عزت اسلام و مسلمانان را به نحوی خدشه‌دار می‌کند، نباید انجام بگیرد؛ زیرا حفظ عزت برای اسلام و مسلمانان و دولت اسلامی،  اقتضا می‌کند مذاکره‌ای صورت نگیرد. بنابراین، یکی از مبانی عدم مذاکره «حفظ عزت اسلام و مسلمانان» است. آیه دیگر می‌فرماید: «تعاونوا علَی البرِّ و التقوی و لا تعاونوا علَی الاثم و العدوان.» (مائده: ۲) هرجا برّ و تقوا مطرح است، در آن همکاری و مشارکت کنید، اما هرجا گناه و عدوان و تجاوز مطرح است، نباید در آن مشارکت و تعاون داشته باشید.

یکی از مبانی منع مذاکره ما با دولت‌ها و حکومت‌های متجاوزی مثل اسرائیل و آمریکا این است که اگر با آنان وارد مذاکره شویم به گونه‌ای که از همین مذاکره و سر میز نشستن ما همدلی و همفکری با سیاست‌های دولت‌های متجاوزی مثل آمریکا و اسرائیل استنباط شود، این کار خود مصداق «تعاون بر اثم و عدوان» است و ممکن است روحیه مبارزه با ظلم مسلمانان را تضعیف کند؛ لذا باید دید آیا مذاکره و نشستن بر سر میز مذاکره با دشمنی که قلدری می‌کند و هر روز تهدید می‌نماید و در پی تحقیر مسلمانان است تعاون در گناه نیست؟ بی‌شک در این نشست‌ها ما باید از مواضعمان عقب‌نشینی کنیم تا آنها راضی شوند آیا این کار پسندیده است؟ ممکن است از این نشستن همراهی با آنان استنباط شود یعنی کشت و کشتارهای بی‌گناهان برای ما مهم نیست ما با آدم‌کش‌های بی‌رحم هم می‌نشینیم نسکافه می‌خوریم و… آیه دیگر «نفی سبیل» است. خداوند می‌فرماید: «لن یجعلَ اللهُ لِلکافرینَ علَی المؤمنینَ سبیلاً.» (نساء:۲۴۱) هیچ‌گاه خداوند بر اهل ایمان سلطه‌ای از کافران قرار نداده است. یکی از مبانی منع مذاکره همین است. مقام معظم رهبری و پیش از ایشان، حضرت امام راحل (قدس سره) با استناد به همین قاعده، بر عدم مذاکره تأکید داشته‌اند؛ زیرا با توجه به قرائنی که وجود دارد چنین مذاکره‌ای منجر به سلطه و اثبات سبیل برای غیر مسلمان‌ها و کفار بر مسلمان‌ها می‌شود و به همین دلیل، تأکید می‌شود که ما نباید مذاکره کنیم. دیگر اینکه آنها در مذاکره به دنبال سلطه‌اند نه حق را جای خود قراردادن! و ما اجازه مذاکره با چنین تفکری را نداریم چنانچه فرمود: «لا یتّخذ المؤمنین الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنین» (۲۸ آل عمران) مؤمنان نباید کفار را به عنوان ولیّ خود اتخاذ کنند. اگر در گفتمان آن‌ها سلطه‌پذیری مطرح باشد، مصداق همین آیه است.

امروز قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد دولت‌ها و حکومت‌هایی، مثل حکومت صهیونیستیِ آمریکا، می‌خواهند بر مسلمانان سلطه پیدا کنند. مگر بدعهدی آمریکا و زیاده‌خواهی‌هایش در باره ایران و حمایت او از صهیونیسم در به خاک و خون کشیدن فلسطینیان و حمایت از سعودی‌ها در نابود کردن یمن و… به این معنا نیست؟ راهکار قرآن در مقابل خوی درندگی آمریکایی‌ها در این آیه است: «فقاتِلوا اولیاءَ الشیطان انِّ کید الشیطان کانَ ضعیفا.» (نساء: ۷۶) حضرت امام (قدس سره) فرمودند: «آمریکا شیطان بزرگ است.» این یک شعار صرفا سیاسی نبود؛ یعنی سیاست‌های آمریکا سیاست‌های شیطانی است و همه کسانی که از آمریکا یا اسرائیل حمایت می‌کنند اولیای شیطان هستند؛ برای اینکه از سیاست‌های شیطانی پیروی می‌کنند. دستور قرآن این است که باید با آنان پیکار کرد؛ شدیدترین نوع برخورد.

حال با توجه به این مبانی، چه طور می‌توانیم با اولیاء الشیطان سرمیز مذاکره بنشینیم و گفت‌وگو کنیم. مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «اما مسئله‌ ساده‌لوحی و مذاکره. مذاکره یعنی چه؟ صرف این‌که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می‌شود؟ این‌طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله. مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی دادوستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده. تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه می‌خواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟» و ادامه دادند:«نخیر. من با مذاکره‌ با آمریکا مخالفم و دولت جمهوری اسلامی، بدون اجازه‌ من امکان ندارد چنین کاری را بکند و خودشان هم قاعدتا با چنین کاری موافق نیستند.» البته همه کسانی که دل در مذاکره با آمریکا دارند ساده‌لوح نیستند بعضی ترسو و مرعوبند بعضی حقوق‌بگیرند و دنیا‌طلب و…