به گزارش پایگاه خبری ربیع، قانون مداری از مهم‎ترین ملزومات در هر حکومتی است، از بدیهی ترین مسایل رعایت قانون در تمامی سطوح از مردم گرفته تا اصحاب قدرت و سیاست است.

یکی از عوامل ایجاد جامعه قانون مند، قانون گرایی رهبران جامعه می باشد و اساسا قانون پذیری رهبران نقش محوری در گرایش مردم به قانون دارد. چنانچه علی علیه السلام فرمودند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم».

در جامعه اسلامی که مسئولان داعیه حاکمیت دینی دارند و مردم از آنان الگو می پذیرند، قانون مندی آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. تردیدی نیست که کوچکترین بی توجهی مسئولان به قانون حریم شکنی محسوب و دیگران را نیز بر عدم رعایت قانون ترغیب می کند؟!

از این رو معصومین علیهم السلام برای فراخوانی مردم به قانون پذیری، خود خاضع ترین انسانها در برابر قوانین الهی بودند که این سیره باید الگوی مدیران ما باشد. قانون و قانون‏مداری از آغازین روزهای حیات بشر، همواره مورد توجه بوده است.

در طول تاریخ، افرادی به منظور ایجاد نظم در جامعه و یا اهداف دیگر اقدام به وضع قانون و حاکمیت بخشیدن به آن کرده‏اند. اما تجربه بشری نشان داده است که در بلندای تاریخ، قوانین بشری از ایجاد جامعه قانون‏مدار که سعادت همه‏جابنه بشر را رقم زند ناتوان بوده است و مجریان این قوانین نیز آن‏گونه که لازم است، به پاس‏داری از حریم قانون و عمل نمودن به آن اهتمام نورزیده‏اند.

قانون پیوند دهنده لایه‏های گوناگون جامعه است، از این‏رو، نقش و جایگاه مهمی در جامعه دارد. کارکرد اصلی قانون تنظیم رفتار اعضای یک جامعه است که به طور طبیعی، دچار تعارضند. نقش قانون صحیح و مبتنی بر اصول انسانی، تعیین حد و مرزها، از بین بردن زمینه‏های اختلاف، دفع تجاوز متجاوزان، داوری میان انسان‏ها، نشان دادن راه تعالی و کمال، ایجاد نظم، برقراری عدالت و فراهم نمودن زمینه‏های تکامل انسان است.

حضرت  محمد(ص) از شفاعت کردن در برداشتن حدود الهی (قوانین جزایی و کیفری اسلام) به شدت نهی می‏کرد و این کار را موجب عذاب و عقاب خداوند در جهان آخرت می‏دانست:

«انّه نهی عَن الشفاعه فی الحدودِ و قالَ: مَن شَفَّعَ فی حدِّ مِن حدودِ اللّه لِیُبطله و سَعی فی ابطالِ حدودهِ عذبّهُ اللّهُ تَعالی یومَ القیامه»

پاس‏داری از حریم قانون و مجازات متجاوزان به حریم قانون با رعایت عدل و انصاف و حق محوری جایگاه مهمی در دین اسلام دارد.

رسول گرامی نیز توجه و عنایت خاصی نسبت به این امر داشتند. قانون جایگاه بسیار بالایی در سیره آن حضرت داشت، به گونه‏ای که در برابر هر نوع بدرفتاری که به شخص ایشان می‏‎شد، نهایت گذشت و اغماض را به خرج می‎‏دادند، اما در مورد کسانی که به حریم قانون تجاوز می‏‎کردند، مطلقا گذشت و اغماض نمی‎‏کردند و نسبت به مجازات قانون‏‎شکنان و اجرای قانون در مورد آنان لحظه‎‏ای درنگ نمی‏‎کردند و بدون مسامحه، اما با رعایت عدل و انصاف قانون الهی را اجرا می‏‎کردند؛ چرا که قانون حافظ امنیت و کیان جامعه است و نمی‏‎توان آن را بازیچه این و آن قرار داد و جامعه را فدای فرد نمود.

حالا اما مسئولی که خود باید مجری قانون باشد و حتی نظارت بر اجرای قانون در زیر مجموعه داشته باشد اگر بگوید شما که قانون، قانون می کنید و اصرار بر اجرای قانون دارید کشور را به اینجا کشانده اید جای تاسف شدید دارد؟

وقتی بخشنامه خلاف صادر می کند و حکم دیوان عدالت را با یک بخشنامه آن‎چنانی زیر پا می گذارد و مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی موضوع را گوشزد می کنند مقاومت می کند و اینگونه غیر مسئولانه حرف می زند؟ چه انتظاری هست که زیر مجموعه اش رعایت قانون کنند!

او حاضر نیست خطای بخشنامه من در آوردی اش را جبران کند! راستی چرا برخی شهرداران خود را فراتر از قانون می دانند؟ چرا دیوان محاسبات و بازرسی پرونده اینگونه افراد را بررسی نمی کند؟ مگر حکم عدم رعایت قانون و رای دیوان عدالت انفصال از خدمت دولتی نیست؟ چرا علی‎رغم اطلاع برخورد نمی شود و آن مسئول همچنان بر تخلف از قانون پافشاری می‎کند؟

بدتر اینکه از اداره ای که خود باید ناظر بر اجرای قانون مجموعه های تحت پوشش باشد نامه و نوشته هایی از طرف یک شهردار که خود خاطی است به سایر شهرداری‎ها ارسال شود و عنوان کنند رای دیوان مثلا قانونی و قابل اجرا نیست؟ راستی چرا؟ با این رفتار و عملکردها سنگ روی سنگ بند نمی شود!

بازرسی برای یک بار هم شده انقلابی به میدان بیاید و پشت پا زننده به قانون را از خدمت منفصل کند و به واقع مجری قونون باشد تا عبرتی گردد برای کسانی که خواستار خودمختاری هستند؟ انشاالله و به لطف خدا در شماره های بعدی در صورت عدم تمکین اینگونه افراد به قانون دستگاه و شخصیت های خاطی قانون افشا خواهند شد؟