به گزارش پایگاه خبری ربیع، روایتی از نبی اکرم(ص) است که فرمودند: ثَلاثَهٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى؛ الضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ وَ مُضِلّاتُ الْفِتَنِ وَ شَهْوَهُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ . پس از من برای سه چیز نگرانم؛ یک: «الضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ»؛ یکی گمراهی پس از معرفت. دو: «مُضِلّاتُ الْفِتَنِ»؛ فتنه‌های گمراه‌کننده. سه: «شَهْوَهُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ».

نگرانی اول رسول خدا(ص) این بود که معرفت‌یافتگان دوران۲۳ساله رسالت پس از این‌همه خون دل و تلاش و کوشش و مجاهدت راه گم کنند و از مسیر و صراط مستقیم الهی که پیش رویشان گشوده شده بود، دور شوند و دنیا دید که این نگرانی درست از کار در آمد؛ زیرا با هیچ فاصله زمانی از رحلت پیامبر(ص) آن شد که نباید! این نگرانی نه فقط در آن ایام که امروز نیز وجود دارد؛ زیرا دیدیم در دوره چهل ساله انقلاب، انقلابیون زیادی راه گم کردند و از امامت فاصله گرفتند؟ به تعبیری مدعیان ولایت و انقلاب در ایستگاه‌های مختلف آزمون، راه را گم کردند و از قطار انقلاب پیاده شدند و راه کج را بر راه راست ترجیح دادند!

دومین نگرانی پیامبر خدا قرار گرفتن فتنه‌های گمراه‌کننده در مسیر است که می‌توانند ایمان و معرفت را بربایند و افراد را گرفتار فتنه‌های هلاک‌کننده نمایند. درخصوص این بند، یعنی فتنه‌های کور و گمراه‌کننده، تاریخ به ما نشان می‌دهد نقاط مشترک چندی وجود دارد؛ اول اینکه، از مقدسات استفاده ابزاری می‌شود.

در زمان خلیفه دوم با این بهانه که اگر نقل حدیث آزاد باشد، قرآن منزوی می‌شود نقل حدیث را ممنوع کردند، مسجد ضرار را ساختند برای کارهای تیمی و فتنه‌انگیزی و… که خداوند فرمود که «لا تقم فیه ابدا»، خوارج از شعار مقدس «لا حکم الا الله» سوءاستفاده کردند و بنی‌العباس نیز برای سرنگونی بنی‌امیه شعار «الرضا من آل محمد» را سر دست گرفتند. نکته دوم استفاده ابزاری از مردم است.

ابن زیاد لعنه‌الله علیه خطاب به مسلم بن عقیل می‌گوید که تو بین مردم کوفه تفرقه و اختلاف ایجاد کردی، او از مردم مایه می‌گذارد تا مردم را از نماینده امام حق دور کند؛ بنی صدر به رأی ۱۱میلیونی خود می‌نازید، تمامی بیانیه‌های این سران فتنه را وقتی می‌بینی همه از مردم و حق مردم می‌گویند و می‌نویسند، در حالی که درست بر خلاف منافع و مصالح مردم گام برمی‌دارند و چیزی که برایشان مهم نیست مردمند! آنها از مردم مایه می‌گذارند تا به آرمان‌های خود دست یابند. پس از شورای ۶نفره که عثمان را برای خلافت انتخاب کردند، امام علی(ع) به آیات و روایاتی درخصوص شأن خود اشاره می‌کند و از جمع سؤال کرده و آنها تأیید می‌کنند و در پایان وقتی به «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» اشاره می‌کند که آیا درباره من نیست؟، عبدالرحمن بن عوف می‌گوید که علی چه می‌گویی! مردم کسی دیگر را می‌خواستند.

سومین نقطه مشترک استفاده از ابزار دروغ، تهمت، ترور شخصیت و…: تهمت‌های زیادی به پیامبر(ص) زدند، شامی‌ها پس از شهادت حضرت علی(ع) گفتند که مگر علی نماز هم می‌خواند؛ روزنامه بنی صدر شده بود یک فحاش‌نامه علیه شهید بهشتی و حتی برخی مذهبی‌ها تحت تأثیر این جو قرار گرفته بودند. معاویه دستور داد که حدیث جعل کنند علیه امیرالمؤمنین(ع) و حتی در مدارس تدریس کنند اینها را و لعن کنند در منابر و خطبه‌ها و… و نقطه مشترک خطرناک‌تر از همه نفوذی‌ها هستند. کسانی در زمان خلفا می‌شوند راوی و سخنران پیش از خطبه‌ها که یا اصلا پیامبر(ص) را ندیده‌اند یا یکسال و کمتر ایشان را دیده‌اند. سرجون رومی نفوذ می‌کند در دربار معاویه و یزید و… . حالا نیز اگر بصیرت نباشد، اگر انقلابیون از امامت امت فاصله بگیرند، اگر مردم عمق‌نگر نباشند احتمال تأثیر فتنه و گرفتار شدن در آن، دور از انتظار نیست.

با این توصیف همه باید متوجه باشند فتنه‌ها گردابی هستند که زود انسان را گرفتار می‌کنند مگر کسانی را که تمام عیار خود را فرمانبر ولایت بدانند و در هر حال و زمان و مکان و موضوعی از او تبعیت نمایند. اینجا فتنه‌ها به سرعت از مسیر کنار زده خواهند شد. در روزهای پیش رو احتمال پیدایش فتنه‌های مختلفی خواهد بود، باید همگان متوجه باشند که در دوران فتنه که غبار حقایق را می‌پوشاند و چه بسا حق را باطل و باطل را حق جلوه می‌دهد، تنها به اشارات امامت امت راه پیموده شود و به هیچ صدا و ندای دیگر توجه نشود.