به گزارش پایگاه خبری ربیع، رئیس جمهور در نطق دفاعیه خود از وزرای پیشنهادی اویت کاری دولتش را مهار کرونا و تقویت معیشت مردم بیان کردند. اگر قرار باشد معیشت مردم تقویت شود لازمه اش مهار تورم و گرانی های بی پایه و اساسی است که در چند ساله اخیر کلید خورده و ایستایی نداشته و ندارد چرا که همچنان می تازد و به صغیر و کبیر رحم نمی کند! چیزی که سفره مردم را کوچک و کوچکترنموده و اکنون سفره‌ها رنگ و نشاطی ندارند و اکثریت مردم صورت خود را با سیلی سرخ نگه می د ارند و در واقع آبرو داری می کنند اما وضعیت مناسب نیست و حال سفره مردم بکلی خوب نیست! در این شرایط دولت مردمی باید هر چه زودتر فکری کند که برای مردم ملموس باشد. مبارزه و کنترل تورم یکی از مهمترین ضروریات پیش روی دولت جدید است؛ اگر تورم کنترل نشود حاکمیت ناچار است حقوق و دستمزدها خصوصا افراد کم درآمد و ضعیف را متناسب با تورم تعدیل کند که خود عوارض جدیدی را به وجود خواهد آورد، البته همیشه این کار با تاخیر انجام میشود یعنی ابتدا تورم ایجاد و قدرت خرید مردم را کاهش میدهد بعد آخر سال حاکمیت و نمایندگان مردم طی جلساتی تصمیم میگیرند که این حقوق و دستمزدها به چه میزان تعدیل شود و این افزایش حقوق معمولا در صدی از تورم را می پوش‌اند و در صد عمده اش به دوش مردم می ماند و راه چاره ای نخواهند داشت؟ با این حال مسئله اصلی همان تورم خواهد ماند؟ اگر تورم کنترل نشود این گرفتاری همواره ادامه دارد و بخش عمده ای از هزینه‌های دولت در بخش حقوق و دستمزد

افزایش پیدا کرده و دولت که همینطوری گرفتار کسری بودجه است و درآمدها با هزینه‌هایش همخوانی ندارد؛ در پایان سال هم مجدد به سبب تورم بار دیگر هزینه‌ها افزایش پیدا کرده و کسری بودجه دولت بیشتر میشود. برای جبران این کسری بودجه، دولت احتمالا به سراغ منابع پولی می رود و مجددا تورم ایجاد میشود و این چرخه تداوم می یابد. از طرفی نقدینگی اضافه می شود و این افزایش نقدینگی خود تورم را بالا می برد و خلاصه همه چیز دست به هم می دهد تا تورم روز به روز افزایش یابد و مصیبت مردم زیاد می شود. بنابراین، اینکه رئیس دولت جدید عنوان میکنند باید قدرت خرید مردم در بلند مدت متناسب با نرخ تورم تعدیل و جبران شود کاملا درست است، منتهی کنترل تورم توسط دولت بر آن مقدم است. حال اینکه تورم چگونه کنترل میشود؟ یک بحث کوتاه مدت و یک بحث بلند مدت دارد. بحث بلند مدت در واقع به چالش ها و مشکلات ساختاری در اقتصاد برمیگردد، مانند کسری بودجه مزمن و ناترازی ها و مشکلاتی که در شبکه بانکی است مانند ناترازی در صندوق های بازنشستگی و تامین اجتماعی. اینها مشکلات ساختاری بلند مدت است که در کوتاه مدت امکان عبور از سّد آنها وجود ندارد اما می بایست هر چه سریعتر برای حل آنها یک برنامه منسجم تدوین و عملیاتی گردد. اما در کوتاه مدت به دو شیوه میتوان تورم را کنترل و اندکی آرامش و ثبات قیمتی در اقتصاد ایجاد کرد تا در سایه آن آرامش و ثبات قیمتی اصلاحات ساختاری نیز انجام شود. حال چگونه میتوان این کار را انجام داد باز دو راه وجود دارد که راه اولش بلااثر کردن تحریم هاست. به هر حال اگر رفع تحریم ها اتفاق نیفتد باید در جهت بلااثر کردن آنها دولت تلاش خودش را انجام دهد چرا که کسری بودجه مسئله‌ای جدی است و اگر درآمدهای نفتی دولت برقرار و احیا شود تا حدودی مشکل کسری بودجه حل و نیاز دولت به منابع پولی کمتر میشود در نهایت رشد نقدینگی کاهش می یابد و تورم تا حدودی تحت کنترل مدیریت قرار میگیرد. راه دیگر فروش اوراق بهادار است؛ که در گذشته نیز اتفاق افتاده است منتهی می باید برای خرید این اوراق توسط مردم انگیزه ایجاد کرد. این نکته نیز فراموش نشود که اگر بانک مرکزی وادار به خرید اوراق دولت شود مانند همان خلق و چاپ پول است و تفاوتی با آن ندارد لذا دولت باید این اوراق را آنچنان جذاب کند که مردم به جای خرید دارایی های دیگر مانند ارز و خودرو، زمین و مسکن برای خرید اوراق دولت اشتیاق پیدا کنند. برای اینکه این اشتیاق ایجاد شود می باید نرخ بازده این اوراق حداقل در کوتاه مدت نه در بلند مدت به اندازه کافی جذاب باشد که مردم برای خرید آنها تمایل پیدا کنند. این دو راه حل در کوتاه مدت برای به وجود آوردن یک ثبات نسبی و در سایه آن اصلاحات ساختاری کمک میکند. اما باید تاکید کرد که این کارها ساده نیست هم بلااثر کردن تحریم ها کار سخت و دشواری است و هم انتشار اوراق دولتی کار خیلی آسانی نیست و معلوم نیست دولت چه برنامه‌ای برای هر دوی این دو مسیر دارد ولی به نظر میرسد در کوتاه مدت میتوان این دو مسیر را رفت اما باید برای اصلاح ساختاری از همین امروز برنامه وجود داشته باشد چرا که بدون انجام شدن آن اصلاح ساختاری، روز به روز مشکلات کشور در حوزه بانکی و در حوزه صندوق های بازنشستگی و تامین اجتماعی و در حوزه کسری بودجه دولت بیشتر میشود لذا زمان در این موارد به نفع دولت نیست یعنی گذشت زمان مشکل دولت را حل نمیکند و باعث میشود بر پیچیدگی اوضاع افزوده شود. به هر تقدیر مردم منتظرند دولت به جد وارد عمل شود و از گرانی های جدید جلوگیری به عمل آورد و حداقل چند ماه گرانی ها متوقف شود تا پس از آن امکان حتی ورود به ثبات و تا حدی ارزانی میسر گردد. آری، کنترل قیمت ها و پیشگیری از تورم های مقطعی یک ضرورت ملی است.