مظفر حاجیان

به گزارش پایگاه خبری ربیع، اسلام در دوره‌های مختلف از ابتدای کار با فتنه های گوناگونی مواجه بوده و فتنه هابی خطرناک و بزرگی را پشت سر چذاشته است! تردیدی نیست که فتنه گران وقتی وارد عمل شوند خسارتهای فراوانی به جامعه وارد می کنند که هم جنبه معنوی د ارد و هم جنبه مادی و اجتماعی و فرهنگی، که بحث پیرامون آن بسیار است در این کوتاه نوشتار قصد داریم سیره مولایمان علی علیه اسلام با فتنه گران را به اجمال مرور کنیم. امام علی (علیه السلام) در برخورد با فتنه های مختلف و همچنین در برخورد با کسانی که در جبهه فتنه قرار گرفته بودند، همیشه به یک شکل برخورد نمی کرد. ایشان تا فتنه خوارج دست به آشوب و خونریزی و فساد و ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه اسلامی نزده بود، سعی می کرد با گفتگو و روشنگری آن‌ها را به مسیر حق برگرداند. وقتی دست به شمشیر علیه خوارج بردند که لجام گسیختگی آن‌ها به اوج رسید.

در مورد ناکثین و فتنه جمل نیز امام (علیه السلام) در پی آن بود که تا میسّر است، با جبهه‌ای که صحابیانی مانند طلحه و زبیر و شخصیتی مانند عایشه همسر پیامبر (ص) در آن حضور دارند، برخورد نظامی صورت نگیرد.

امّا علی (علیه السلام) هیچگاه حاضر نبودند جبهه فتنه انگیز معاویه و بنی امیّه لحظه ای دیگر و روزی دیگر در شام دوام داشته باشد. این در حالی است که امام (علیه السلام) در تمامی سه نبرد خویش با ناکثین، قاسطین و مارقین، پیش از جنگ سعی می کرد حق را برای جبهه مخالف تبیین کند که حجت را تمام کرده و یا شاید عده ای را به جبهه حق هدایت نماید و هیچگاه آغازگر جنگ نبودند.

وقتی طلحه و زبیر پس از خلافت علی (علیه السلام) نزد او آمدند و به او گفتند که ما با تو بیعت کردیم تا در حکومت شریک تو باشیم، امام دو گونه برخورد با آن‌ها داشت.

از طرفی بسیار محکم و باصلابت بر سر رأی خویش مبنی بر ندادن حکم امارت استان و شهری به آن‌ها ماند، زیرا آن‌ها را برای حکمرانی در حکومتی که می خواهد بر صراط حق و عدالت حرکت کند، مناسب نمی دید. امّا امام (علیه السلام) از طرفی دیگر سعی نمود تا دل طلحه و زبیر که به عنوان سابقان در دین و صحابیون بزرگ پیامبر (ص) شناخته می شدند را به دست آورده و در کنار خویش نگاهشان دارد تا به فکر فتنه انگیزی و مشکل آفرینی برای حکومت اسلامی نیفتند. در همین راستا علی (علیه السلام) در پی این درخواست دنیاطلبانه طلحه و زبیر به آن‌ها فرمود:

“نه هرگز [من امارت برهیچ شهری را به شما نمی سپارم]! امّا شما در نیرو بخشیدن و یاری خواستن شرکت دارید و دو یاورید به هنگام ناتوانی و درماندگی در سختی ها.”(حکمت ۲۰۲\ص ۶۷۲) امّا در نهایت جاه طلبی و دنیاخواهی طلحه و زبیر، آن‌ها را به فتنه انگیزی و تقابل با جبهه حق کشاند؟!

امام علی (علیه السلام) به تمامی کسانی که در جبهه فتنه شرکت داشتند به یک چشم نگاه نمی کرد و معتقد بود برخی از آنان فریب خورده اند و از روی جهالت در آن وارد شده‌اند و “هر فریب خورده ای را نمی شود سرزنش کرد.”(حکمت ۱۵\ص ۶۲۶) برای همین حضرت با برخی از کسانی که داخل در جریان فتنه شده بودند با اغماض برخورد می نمودند.

امام علی (علیه السلام) برای حفظ مصالح عالیه حکومت اسلامی، برخوردهای مختلفی را با فتنه ها و فتنه گران داشتند. حضرت سعی می نمود تا جایی که اصول و ارزش‌های اصیل اسلامی لطمه نبیند و تا جایی که مصلحت اندیشی صحیح دینی اجازه می دهد، برخورد نظامی و خشن با همه جریانات فتنه انگیز صورت نگیرد؛ همچنین تا جایی که میسر بود با برخی از کسانی که به دام فتنه و فتنه گری می افتادند با گذشت رفتار می نمود.

امّا وقتی لازم می شد برخوردی باصلابت و محکم داشتند و بهیچ وجه مصلحت اندیشی حاضر به گذشتن از اصول و ارزش‌های اصلی و اصیل دینی و اصول و ارزش‌ها و آرمان های حاکمیّت دینی نمی نمودند.

برخورد پرصلابت و سخت امام با اصل جریان فتنه ها بود و در عین همین برخورد محکمی که امام داشت، برخی افراد درون فتنه بنا به مصالح عالیه اسلامی و بر اساس اصول و ارزش‌های دینی مورد عفو و گذشت واقع می شدند، چنانچه امام (علیه السلام) پس از دفع فتنه جمل، عایشه را با احترام به مدینه بازگرداند.

فتنه ها به سبب ماهیّت خویش که در آن جبهه باطل روپوشی از حق، دین و عدالت بر چهره دارد و با نگاهی ابتدایی و سطحی با جبهه حق مشابهت هایی دارد، از خطرناکترین جریانات برای حاکمیت اسلامی است. این فتنه ها در پی تضعیف و نابودی حاکمیت دینی ناب و ریشه کن ساختن اصول، آرمان ها و ارزش‌های دینی اند ولی با چهره دین خواهی و عدالت طلبی وارد عرصه می شوند و رؤسای فتنه نیز از کسانیند که سایه‌های طولانی دینی و جهادی دارند.

جریان فتنه با استفاده از شبهه افکنی و بهانه تراشی های به ظاهر مشروع و با استفاده از بی بصیرتی و کم بصیرتی آحاد جامعه دینی، کار خویش را به پیش می برد. در این میان خواصّ جبهه حق اگر به واسطه عافیت طلبی و یا دنیاخواهی از جبهه حق کناره بگیرند و یا به جبهه باطل بپیوندند، عامّه جبهه حق در حق انگاری باطل دچار فریب بیشتری می شوند و جریان فتنه به اهداف خود نزدیک تر می گردد.

اما اگر بصیرت جامعه دینی و آحاد جبهه حق افزایش یابد، شبهه افکنی ها، بهانه سازی ها و حق نمایی‌های جبهه باطل چندان کارایی ندارد. با افزایش بصیرت در جامعه دینی، امام حق و خط صحیح امامت حق قابل شناسایی است و حرکت در مسیری که امام حق مشخص می نماید، ترفندهای جبهه فتنه گر را بی اثر می کند. همچنین اگر نخبگان و خواصّ جبهه حق بر اثر عافیت طلبی، دنیاخواهی و هواپرستی دچار انحراف و سستی نگردند و استوار و پایدار در خط امام حق بمانند و دیگران را نیز به این خط فراخوانند، جامعه دینی از آفت فتنه تا حدّ زیادی در امان می ماند.

مظفر حاجیان