به گزارش پایگاه خبری ربیع، انتخاب سرمربی برای تیم ملی فوتبال کشورمان به داستانی عجیب و کشدار تبدیل شده است.

تا پیش از استعفای تاج گمان می‌شد که به‌زودی قراردادی با برانکو ایوانکوویچ، به‌عنوان سرمربی خارجی امضا خواهد شد و این مربی در ادامه راه مقدماتی جام جهانی روی نیمکت تیم ملی می‌نشیند. اما شرایط اقتصادی و سیاست‌های ورزشی ایران از یک سو، توصیه‌های از بالا از سویی دیگر و در کنار آنها جدایی مشکوک تاج از فوتبال و بعد هم جو حاکم بر بازیکنان تیم ملی و بازی‌هایی که مربیان خارجی چون ویلموتس، استراماچونی و کالدرون برای فوتبال‌مان ایجاد کردند، شرایط به شکلی پیش رفت که موضع فدراسیون فوتبال درمورد انتخاب سرمربی به‌شدت تغییر کرد و به‌نظر می‌رسد به‌زودی یک مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی بنشیند.

پس تغییر سیاست‌های فدراسیون فوتبال نام‌های داخلی مختلفی مانند علی دایی، امیر قلعه‌نویی و یحیی گل محمدی مطرح شدند. البته یحیی گل‌محمدی در بین دو راهی پرسپولیس و تیم ملی، به این دلیل که خودش فکر می‌کرد هنوز زود است که هدایت تیم ملی را برعهده بگیرد، پرسپولیس را انتخاب کرد تا دو گزینه دیگر داخلی یعنی امیر قلعه‌نویی و علی دایی به‌عنوان دو کاندیدای نهایی مطرح شوند. دو گزینه‌ای که هر کدام سابقه نشستن، روی نیمکت تیم ملی را دارند و هیچکدام نتایج قابل قبولی را نگرفته‌اند؛ امیر قلعه‌نویی که با حذف در مرحله یک‌چهارم نهایی جام ملت‌های آسیا، دوران حضور خود را روی نیمکت تیم ملی تمام شده دید و علی دایی هم که با شکست مقابل عربستان در ورزشگاه آزادی حکم اخراجش امضا شد.

بعد از اخراج از تیم ملی هم دایی و هم قلعه‌نویی در رده باشگاهی به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کردند، اما با ورود مربیانی مثل برانکو ایوانکوویچ و وینفرد شفر به فوتبال ایران، این دو مربی مانند دیگر مربیان ایرانی به موفقیت چندانی دست پیدا نکردند و تنها علی دایی، یک‌بار با نفت تهران بحران‌زده موفق به کسب جام قهرمانی در جام حذفی شد. بررسی کارنامه دو مربی نشان می‌دهد که دایی در زمینه بازیکن‌سازی عملکرد بهتری داشته و حتی بازیکنی در حد و اندازه علی قلی‌زاده را فوتبال ایران معرفی کرده است و این موضوع یکی از دلایلی است که تعداد زیادی بازیکنان تیم ملی هم ترجیح می‌دهند به جای کار کردن با هر شخص دیگری با او کار کنند.

شاید رمز علاقه بازیکنان تیم ملی به دایی به صحبت‌های کارلوس کی‌روش در جلسات خصوصی و آشکار برگردد، جایی‌که او گفته بود علی دایی در بین مربیان داخلی گزینه بهتری است و می‌تواند بیش‌تر از بقیه مربیان به تیم ملی کمک کند. البته او صحبت‌هایی درباره تیم ملی امید و جواد نکونام انجام داد، اما کسی در فدراسیون فوتبال به حرف او گوش نداد و زمان مشخص کرد که حق با کی روش بوده است.

البته انتخاب دایی به عنوان سرمربی بدون چالش هم نیست. مواضع دایی در قبال فدراسیون فوتبال و همچنین وزارت ورزش بزرگترین سد راه همکاری دایی با تیم ملی است زیرا نه فدراسیون و نه وزارت ورزش دل خوشی از دایی ندارند و میانه طرفین به قدری شکرآب است که به این راحتی‌ها درست شدنی نیست.

امیر قلعه نویی هم به همان میزان علی دایی برای بازگشت به تیم ملی شانس دارد. او که سال‌ها قبل و پیش از آمدن کی‌روش فکر می‌کرد دوباره صاحب نیمکت تیم‌ملی شده، حالا بعد از یک دهه و در روزهایی که مدت‌هاست افتخاری بدست نیاورده خود را دوباره در نزدیکی آن نیمکت می‌بیند. نیمکتی که رساندنش به جام جهاتی کاری بس دشوار شده. او آن مشکل مخالفت بالادستی ماجرای دایی را ندارد و غیر از حامیان اصفهانی‌اش در هیات رئیسه، می‌تواند به حامیان بالادستی و دولتی که روزی عامل ریاست تاج در فوتبال شدند هم در کنار رزومه‌اش حساب کند. البته قلعه‌نویی احتمالاً برای جدایی در این تایم از سپاهان مشکل دارد و شاید بهترین زمان جدایی را در اسفند ماه و پس از تعیین و تکلیف راندهای نخست لیگ قهرمانان با سپاهان می‌داند.

از منظر فنی هر دو مربی کارنامه خوبی در سطح باشگاهی دارند اما از منظر محبوبیت قطعاً اختلاف دایی با قلعه نویی بسیار زیاد است. دایی به دلیل افتخارات متعدد در دوران بازی‌اش میان هواداران و همچنین بازیکنان اعتبار ویژه‌ای دارد با این حال تصمیم نهایی برای انتخاب سرمربی به عهده فدراسیون نشینان و شاید هم دولتی‌هاست و هیچ بعید نیست که ناگهان نام دیگری به عنوان سرمربی تیم ملی اعلام شود و فوتبال بحران زده ما را در شوک جدید فرو ببرد.