به گزارش پایگاه خبری ربیع، به نقل از خبرگزاری تسنیم،‌ سووَشون نام آهنگی است که سال گذشته با آوازی از همایون شجریان منتشر شد. موسیقی این آهنگ را تهمورس پورناظری ساخته و تکنواز کمانچه هم سهراب پورناظری بود. شعر هم از سروده‌های پوریا سوری بود.

در بخشی از شعرِ‌ این آهنگ از عبارتِ «جان پدر، کجاستی؟»‌ استفاده شده بود. این سه کلمه متنِ همان پیامکی است که پدرِ یکی از دانشجویانِ کشته‌شده در حمله تروریستی به دانشگاه کابل، برای فرزندش فرستاده بود.

۱۲ آبان ۱۳۹۹ در حمله تروریستی به دانشگاه کابل که مسئولیت آن را گروه داعش به‌عهده گرفت، ۲۲ نفر از دانشجویان این دانشگاه به شهادت رسیدند. در جریان این حمله، پدری پس از ۹۷ بار تماس با دخترش (از کشته‌شدگانِ این حمله بود) و پس از آنکه پاسخی دریافت نکرد، برایش پیامک فرستاد که شامل همین سه کلمه بود: «جان پدر، کجاستی؟»

پوریا سوری متنِ این پیامک را دستمایه قرار داد و شعری سرود که حاصلش در قالب آهنگِ «سووَشون» منتشر شد. همین قطعه هم بعدها به «جان پدر کجاستی» معروف شد.

حالا و در جریانِ پخش سریال تلویزیونی «هم‌بازی» از شبکه دو سیما، باز هم به این جمله‌ی دردناکِ «جان پدر کجاستی» اشاره شده و شعر پوریا سوری هم بازخوانی شده است.

شاید نقطه قوتِ سریال «هم‌بازی» استفاده از آهنگی برای تیتراژِ ابتدایی است که خواننده‌اش اهل افغانستان است. شعر این تیتراژ از سروده‌های سخی است که با صدای وحید قاسمی و براساس موسیقی افغانستان اجرا شده است.

نوید محمودی تهیه‌کننده این سریال افغانستانی‌تبار و یکی از کاراکترهای سریال هم دانشجویی افغانستانی است.

متن آهنگ شروع سریال هم بازی

میشه در باغ دو چشمایت بشینم
میشه از چشم تو خورشید رو ببینم
میشه از زلف عروسانه تو
دانه دانه گل بارانه بچینم
میشه یک روز که این پنجره را

سوی خورشید رخت وا بکنم
میشه یک روز در آینه رود
تو رو من خوب تماشا بکنم
میشه از زلف عروسانه تو
دانه دانه گل بارانه بچینم
میشه گل های زمستان زده را
نفس گرم کسی وا بکند
میشه ابرها همه باران بگیرن

چشمه ها را همه دریا بکنند
میشه از زلف عروسانه تو
دانه دانه گل بارانه بچینم

پیش‌تر نوید محمودی تهیه‌کننده این سریال درباره آهنگِ تیتراژِ سریال «هم‌بازی» توضیحاتی ارائه کرده بود که بخشی از صحبت‌هایش را در ادامه می‌خوانید:

«این علاقه‌مندی سال‌ها بود که در من وجود داشت. من یک ایرانی افغان‌تبارم و طبیعتا بسیار موسیقی افغانی شنیده‌ام.

همواره گمان می‌کردم با توجه به قابلیت زبان موسیقایی برای برقراری گفت‌وگو، استفاده از قطعه‌ای از موسیقی افغانستان به عنوان تیتراژ سریالی ایرانی مخاطبان را به سوی آشنایی با این نوا و سپس موسیقی افغانستان روان خواهد کرد. در مراحل اولیه پیش‌تولید در گفت‌وگو با محمدرضا جعفری‌جلوه، مدیر شبکه دو سیما و بهرنگ ملک‌محمدی، سرپرست گروه فیلم و سریال این شبکه، این دوستان نیز نسبت به رخ‌دادن چنین اتفاقی ابراز علاقه‌مندی کردند.

خواننده مدنظرم، از همان ابتدا استاد وحید قاسمی بود. شاید ندانید اما لقب «استاد» در افغانستان، صرفا از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ این کشور اهدا می‌شود، چیزی مانند درجه هنری که در ایران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متولی آن است. راه ارتباطی با استاد قاسمی را که آن زمان در کانادا بود پیدا و پیشنهادم را ارائه کردم و او با آغوشی باز استقبال کرد. به او گفتم این قطعه را سی‌وهفت، هشت سال پیش شنیده‌ام و خواهش کردم آن را بازخوانی کند که باز هم خوشبختانه پذیرفت.

استاد قاسمی در استودیویی در کانادا این ترانه را بازخوانی و برای ما ارسال کرد، امری که حدود یک ماه و نیم زمان برد و پس از شنیده‌شدن از سوی مدیران شبکه دو سیما و طی مراحل اداری و اخذ مجوزهای لازم، آن‌چه در ذهن داشتیم به حقیقت پیوست.»

متن شعر پوریا سوری که براساسِ پیامکِ «جان پدر کجاستی» شکل گرفت:

داغ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
با تن پاره چون کنم؟
جان پدر کجاستی؟
شعر به خون نشسته ام
ساز دل شکسته ام
سوی من آ که خسته ام
جان پدر کجاستی؟
این دل مبتلا شده
با غمت آشنا شده
خون به دل خدا شده
جان پدر کجاستی؟
پرده ی غم را بدرم
سوختی و شعله ورم
حاصل خون جگرم
جان پدر کجاستی؟
مویه به سووشون کنم
داغ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
مویه به سووشون کنم
جان پدر کجاستی؟
این دل مبتلا شده
با غمت آشنا شده
خون به دل خدا شده