پایگاه خبری ربیع/

از زمان انتخابات دور قبلی آمریکا که با پدیده ای به نام آقای ترامپ در عرصه سیاست گذاری آمریکا رو به رو شدیم و از آن زمان که خروج از برجام یکی از مهمترین وعده های انتخاباتی آقای ترامپ به لابی های صهیونیستی حامی وی شد تا کنون اقتصاد ایران دچار تکانه های شدیدی شد که البته تاثیر این تکانه ها نمی تواند اینگونه ما را دچار تورم و گرانی و رکود کند بلکه این تصمیم های غلط داخلی است که چرخ اقتصاد کشور را کند و دچار تنش های مختلف می کند. آن زمانی که شاید بسیاری از مردم عادی، همین مردمی که از ماه های قبل به دلیل افزایش نرخ تورم نگران از دست دادن ارزش پول ملی خود هستند روانه بازار سرمایه شدند، دارایی های خود را به امید سود آوری و عقب نماندن از تورم و کاهش ارزش پول ملی به این بازار تزریق کردند نمی دانستند که تبعات این موضوع در اقتصاد چیست و چون خیال تصمیم گیرندگان را از بابت حرف ها و تهدیدات آقای ترامپ راحت می دیدند عملا نمی دانستند سوء استفاده کنندگان به درستی متوجه وضعیت اقتصادی ماه ها و سال های بعد ایران هستند که با خروج آمریکا از برجام، همکاری اروپا و کشورهایی که نگران جرایم اقتصادی و عدم همکاری تجاری با آمریکا هستند چه شدائدی بر اقتصاد ایران تحمیل می شود، لذا آنها از آن زمان تا کنون بازارهای مختلفی را در اختیار و انحصار خود گرفتند. ارز و طلا خریدند تا سود آوری چندین برابری خود را از آشفته بازار بعدی اقتصاد در خونسردی کامل دولت تحکیم کنند.

در پی وقوع چنین موضوعاتی برای اقتصاد ایران چند مساله مطرح می شود، موضوعی که مدیران و مسوولان بر آن تاکید دارند که در اتخاذ تصمیم گیری های اقتصادی و سیاسی اختیاری نداریم!؟ و از سوی دیگر اینکه اگر آنها دراین مسائل هم به زعم خود اختیاراتی می داشت چه کاری در اقتصاد برای جلوگیری از وقوع بحران های ارزی و اقتصادی و معیشتی که امروز بر سر اقتصاد و مردم آوار شده می کرد؟ و چه اختیاری لازم بود که نداشته؟ مگر بودجه کشور دست مسوولان اجرای نیست؟ حقیقت این است که اگر فرض این جماعت را هم صحیح بیانگاریم که در اداره امور کلان اقتصاد اختیاری ندارند که صدالبته اینچنین نیست بلکه کل اختیار پول و اقتصاد کشور در دست آنهاست!، اما اگر اختیاری هم می داشت این موضوع به واقعیت نزدیک تر بود که اصولاً مسوولان اقتصادی انگیزه ای برای کار کردن در اقتصاد کشور نداشته و ندارند!  در واقع مردم ما امروز با یک مسوولان بی انگیزه در پیشبرد اهداف اقتصادی به نفع عامه مردم مواجه هستند که متاسفانه موضوع دیگری به عنوان شهامت در اتخاذ تصمیم گیری های درست را هم یا نداشته یا ازدست داده است. البته بهتر است اینگونه عنوان شود که مجموعه مسوولان اقتصادی و شاید معدل تصمیم گیرندگان کشوراصلا و مطلقاً شهامت تصمیم گیری درست را ندارد. به  عبارت دیگر با مسوولانی سر و کار داریم که متاسفانه مشغول دفع الوقت هستند، لذا به نظر می رسد کار به جایی رسیده که کسی که باید تصمیم بگیرد و کارها را مدیریت کند و کشور را به پیش ببرد و این کشور بزرگ را اداره کند و مشکلات مردم را حل کند مثل مردمی که آرزو می کنند کاش زمان زودتر می گذشت بلکه شرایط بهتری حاصل می شد، برای پایان این دوره ثانیه شماری می کند! مسلماً چنین مدیر و مسوولی کمترین انگیزه ای برای کار کردن ندارد، متاسفانه باید گفت و شواهد نیز شهادت می دهند مسوولان و تصمیم گیرندگان اقتصادی کشورعلم و اراده کافی برای اداره مطلوب اقتصادی کشور ندارند. در چنین شرایطی پر واضح است که هر اقتصادی دچار تورم و گرانی می شود، خصوصا تورم تحریمی ایران که به نوعی درگیر جنگ اقتصادی با تمام دنیاست.

به هر حال تورم کنونی بسیار شکننده شده است، هرچند که امیدواریم مسیر پیش روی اقتصاد کشور را به ابر تورم نرساند اما مجموعه عملکرد، بی برنامگی و عدم سیاست گذاری درست نشان می دهد که نمی توانیم در آینده ای نزدیک انتظار داشته باشیم که ریتم تورم کاهش بیابد، لذا تورم به همین نسبت باقی می ماند یا شاید بر نرخ آن هم در صورت بی مبالاتی های بیشتر مسوولان در اقتصاد افزایش بیابد. شاخص ها نشان می دهد ما همچنان با رشد تورم درگیر خواهیم بود، لذا وعده های هدف گذاری بانک مرکزی و دیگر مسوولان برای کاهش تورم چندان عملیاتی و قابل تحقق نیست.مگر اینکه اراده تحلیل رفته و ضعیف شده تقویت شود و به موقع و درست و قاطع تصمیم بگیرد؟

 مظفر حاجیان