به گزارش پایگاه خبری ربیع، سابقه سکونت پیرامون تالاب گاوخونی تاکنون بر اثر تحقیقات باستان‌شناسی که هیـئت ایرانی آلمانی انجام دادند به هفت هزار سال رسیده ولی پنج هزار سال آن قطعی شده است. گاوخونی از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌ها در فلات مرکزی ایران بوده که علت اصلی آن هم وجود منابع آب شیرین زاینده رود بوده است. در اثر نیروهای ثقلی و منابع جاذبه زمین دره زاینده رود به طول ۴۵۰ کیلومتر از سراب تا پایان جریان داشته و به موازات این رود طولانی این تمدن طولانی هم شکل گرفته است. اما با این وجود تالاب بین المللی گاوخونی حال خوشی ندارد. حال زار گاوخونی که زمانی زیستگاه گونه‌های جانوری و پرندگان مهاجر نیز بوده آن طور که از شواهد امر پیداست برای کسی مهم نیست! رضا خلیلی ورزنه مدیرعامل انجمن دوست داران محیط زیست شهرستان ورزنه، قهرمان تالاب‌های ایران در سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت و از فعالان دلسوز محیط زیست است که بارها تالاب گاوخونی را رصد کرده. او به سؤالات ربیع اینگونه پاسخ داد:

اگر بخواهیم گاوخونی را با سایر تالاب‌های ایران مقایسه کنیم همه تالاب‌ها سرنوشت مشترکی دارند؟

تالاب گاوخونی هم مثل سایر تالاب‌های ایران وضعیت نامناسبی دارد. تالاب انزلی که در یک وضعیت مرطوب است مشکلات زیادی دارد. تالاب ارومیه با این همه بودجه‌ای که در سطح ملی برایش در نظر گرفتند باز هم می‌بینیم پیشرفتی نداشته. گاوخونی که متاسفانه اصلا جایی عدد و رقمی برایش حساب نشده، فقط برنامه‌ای از طرف دفتر حفاظت تالاب‌های ایران ارائه شده که آن هم بر روی کاغذ است و به مرحله اجرا نرسیده. متاسفانه در طی سال‌های اخیر که خشکسالی های ممتد هم داشتیم و کشاورزی شرق اصفهان هم نابود شده، اوضاع گاوخونی بدتر شده است. ما اگر کشاورزی و آبیاری داشتیم، مزارع اطراف ورزنه زیر کشت می‌رفت، زهاب‌های اضافی آن وارد گاوخونی می‌شد و گاوخونی وضعیت به مراتب بهتری پیدا می‌کرد. حتی درتابستان یک متر آب وارد گاوخونی می‌شد. الان در فصل بهارهستیم و کمتر از یک متر ورودی گاوخونی از پساب و زهاب است و این نشان دهنده شرایط نامساعد است. وضعیت زیستمندان به خطر افتاده و دچار بحران شده. تا الان که چشم انداز عملی مشاهده نکردیم.

وضعیت فعلی گاوخونی به چه نحوی است؟

وضعیت فعلی تالاب خوب نیست. من دوم اردیبهشت روز زمین پاک از تالاب دیدن داشتم. مقداری از آبراهه ایی که نزدیک کوه سیاه است وبه شاخ قبله‌ای معروف است آب داشت. این آبراهه وارد تالاب می‌شد که البته فکر نکنم از دلتا بتواند عبور کند وبا توجه به تغییر آب و هوا خیلی امیدی به آن نیست. نودو هشت درصد تالاب خشک است و حتی جنوب آن هم که حوضچه‌های تقسیم نمک است به علت خشکی و نبود بارندگی تصفیه نمکشان کیفیتی نداشته است.

در خرداد نود و چهار آب به گاوخونی رسید، چرا این حرکت تداوم نداشت؟

مقداری آب، زهاب و پساب در محل بند گلی جمع شده بود. آب خوبی بود. از بیست و هفتم خرداد که شروع کردیم به مدت بیست روز توانستیم اولین بار در تیرماه آب را به گاوخونی برسانیم و جشن رسیدن آب به گاوخونی را بگیریم. مردم و انجمن ما «دوستداران محیط زیست ورزنه» تلاش زیادی داشتند. هر چند یک هفته بیشتر دوام نداشت اما درس مهمی بود که مردم اگر در صحنه بیایند خیلی کارها می‌توانند انجام دهند به طوری که در طی صدها سال و از زمانی که زاینده رود به وجود آمده هنوز دولت نتوانسته بود حریم و بستر ساحل را آزاد سازی کند. اما در طی سال ۹۵ و با استمرار حضور مردم همراه با ادوات الکتریکی لودر و بولدوزر مردم توانستند هم حریم و بستر را آزاد سازی کنند و راه دسترسی را حداقل در یک طرف باز کنند. این موفقیت بزرگی بود که پایش آب را راحت کرد. در قسمت جنوبی آن هم قسمتی آزاد شد ولی کسانی که منافعشان به خطر می‌افتاد در منطقه‌ای مثل شاه کرم دوباره جاده را تخریب کردند که وجود جاده، مانعی برای آنها به شمار می‌رفت چون که می‌توان با ماشین پایش کرد و جلوی دزدی را گرفت. چند وقت پیش هم که یک مقدار آب کشاورزی پایین رفته بود وآخر رودخانه را باز کردند این آب تا روستای شاه کرم نرسید. همان شب ما برای پایش آب رفتیم و دیدیم نزدیک یک متر آب داغ داشت که نشان می‌دهد تراکتور، پمپاد و کفکش را به جان رودخانه انداخته بودند و جالب بود که متولی این کار یعنی آب منطقه ای استان جرات نداشت نیرو برای پایش قرار دهد؛ محیط زیست هم می‌گوید وظیفه ما نیست. ما به عنوان نماینده مردم داوطلبانه رفتیم و چند گزارش از برداشت غیرمجازآب تهیه کردیم. وزارت نیرو باید هر میزان آبی که می‌خواهد به حقابه زیست محیطی اختصاص بدهد در محل آب بند شاخه کنار و ایستگاه هیدرومتری تحویل بدهد نه اینکه درمنطقه براآن و سد رودشتین که این همه مسیر طولانی و زمین کشاورزی وجود دارد و مردم تشنه آب هستند. قطعا رساندن این آب کار سختی است.

چرا گاوخونی تا به حال سامان نگرفته است؟

گاوخونی متاسفانه تا الان سامان نگرفته و شاید هم هیچ وقت سامان نگیرد چون کسی را ندارد. کشاورزان با کمال میل تمام نیرو و جانشان را کف دست گذاشند و به دنبال آب می‌روند. گاوخونی چه کسی را دارد که برایش این طور شهامت کند. البته کشاورزان هم که این کار را می‌کنند برای گاوخونی خوب است. می‌تواند زهاب زاینده رود وارد گاوخونی شود و سهمی از رطوبت را دریافت کند. ولی لابی‌هایی که در بخش صنعت است و همچنین در بخش ویلاجاتی که بالای غرب اصفهان است هیچ وقت اجازه ورد آب از بالا به پایین را نمی‌دهند. نیروهای حاکمیتی و دولتی کارمند دولت هستند، دلسوز نیستند و نیروهای مردمی هم قدرت و جایگاهی ندارند که این کار را بکنند. بنابراین گاوخونی سامان نخواهد گفت. همان طور که تا الان هم برایش اتفاق خاصی رخ نداده است. لابی که محیط زیست دارد از همه لابی‌ها ضعیف‌تر است.

تشکیل کارگروه احیای گاوخونی را تا چه میزان مؤثر می دانید؟

در خصوص احیای گاوخونی باید تلاش کرد. نمی‌توان نشست و منتظر دولتمردان و تأمین حقابه باشیم. باید مطالبه گری را همیشه داشته باشیم. هر چند یک بار بنا به مناسبت‌های محیط زیستی حدقل چهارنفر در گاوخونی جمع شوند تا اسمش از زبان‌ها نیفتد. مثل تالاب ارومیه کارگروه تشکیل شود و دلسوز باشند و بتوانند کار را عملی کنند. یعنی ما مشکل اجرای قانون داریم. استانداری باید وارد عمل شود. تشکل‌ها محیط زیست و وزارت نیرو با هم وارد عمل شوند که مثلاً حقابه اگر یک لیتر هم سهم گاوخونی است این حقابه را در محل شاخ کنار به گاوخونی تحویل دهند ولی خب تشکیل کار گروه را تا الان نداشتیم. مطلبه گری مردم هم تأثیر بیشتری خواهد داشت. مخصوصاً که اگر گاوخونی خشک بشود ریزگردهای سمی آن حرکت می‌کند و می‌تواند خیلی از استان‌های دیگر را هم درگیر کند. همون طور که امسال ما شاهد ریزگردها از عراق و کشورهای همسایه همچون کویت و عربستان بودیم که تا قلب ایران نفوذ کردند. پس هر گونه دست اندازی به طبیعت عواقب بسیار بدی خواهد داشت و باید منتظر دست اندازی و قهر طبیعت هم باشیم.

سمیه سهرابی