پایگاه خبری ربیع/

در دوران کرونایی اکثر کشورها برنامه خاص اقتصادی تدوین و برای پیشگیری از سختی های مردم کشورشان تلاش مضاعف دارند، در این شرایط حداقل اجازه تورم بیش از حد معقول ومعمول که جریان عادی با آن مواجه بود را نخواهند داد. حالا ما که اقتصاد کشورمان دچار مشکلات زیادی بوده و بی تدبیریهای اقتصادی نیز بر آن عارض شده است باید برای اقتصاد در دوران کرونا ویژه فکر کنیم و برنامه داشته باشیم! آری، بسیار شنیده می‌شود که اقتصاد ایران بیمار است؛ برای درک بهتر بیماری اقتصاد ایران و نقش دولتها در به وجود آمدن و درمان این بیماری می‌توان اقتصاد ایران را به یک فردی تشبیه کرد که به بیماری کرونا مبتلا شده است. همانگونه که ما در اولین برخورد با این بیمار از او می‌پرسیم که آیا بیماری زمینه‌ای داشته‌اید یا خیر، در برخورد با اقتصاد ایران هم باید بپرسیم که آیا اقتصاد ایران بیماری زمینه‌ای داشته است یا خیر؟ بی شک پاسخ آری خواهد بود؟ چرا که  یک دسته از بیماری‌های زمینه‌ای اقتصاد ایران به زیرساخت‌های فرهنگی جامعه ما برمی‌گردد که از جمله می توان به:  پایین بودن فرهنگ کار، غلبه روحیه سودجویی و کسب درآمد از راه‌های غیر تولیدی، اعتماد به کالای خارجی و بی‌اعتمادی به کالای داخلی اشاره داشت. برای نمونه ایرانیان مردمانی بوده‌اند که ۲۱۷۸۰۰ کیلومتر قنات کنده‌اند تا آب برای کشاورزی و سایر مصارف‌شان تأمین کنند. این عدد بیش از پنج برابر محیط کره زمین است! در حالی که امروز بخشی از جوانان ما به رغم وجود زمین حاصلخیز و آب در دسترس، حاضر به کار و کشاورزی نیستند! بلکه دنبال پشت میز نشینی هستند یعنی بکلی راه گذشتگان در حال به فراموشی سپرده شدن است! دسته دوم از بیماری‌های اقتصادی ایران به ساختارهای معیوب اقتصاد ایران برمی‌گردد، بالا بودن سود دلالی نسبت به تولید، ساختار معیوب بودجه کشور، رتبه غیر قابل قبول در سهولت کسب و کار (رتبه ۱۲۷ جهان)، نظام بانکی ناکارآمد، روان نبودن گمرکات و ترخیص کالاو مشکلات تجارت خارجی از جمله این مسائل هستند.حالا چرا دست دلالان را قطع نمی کنند؟ چرا برخی مجریان همراه دلالان هستند و آنها را تقویت می کنند؟ چرا و کی قرار است ساختار بودجه کشور اصلاح شود؟ چیزی که رهبری بارها برآن تاکید نموده اند اما هنوز اقدام بایسته ای به انجام نرسیده است!چرا نظام بانکی همچنان به بیراهه می رود و کسی به فکر سر به راه نمودن آن نیست؟ دسته سوم از مشکلات اقتصادی کشور به دو موضوع تحریم‌های اقتصادی دشمن و سوء مدیریت داخلی برمی‌گردد که رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم نیز به آن اشاره کرده‌اند. سوء مدیریت داخلی مصادیق مختلفی دارد که عدم نظارت مؤثر بر قیمت‌ها یکی از مهمترین آنهاست، موضوعی که این روزها کام مردم را تلخ کرده و روز به روز فشار اقتصادی را بر خانواده های ایرانی افزون می کند، سوء مدیریت در تولید و توزیع و قیمت گذاری یک مسئله مهم است که باید به آن توجه شود؟ خالی کردن ذخایر کشور با توزیع بی‌حساب و کتاب ارز ۴۲۰۰ تومانی، ارزی که توزیع شد اما نه بجا و درست؟ که البته هنوز بخش زیادی از آن به خزانه بر نگشته و در دست عده ای است که حتی یک قدم هم در جهت اقتصاد ملی بر نداشتند بلکه با آن جیب خود را پر کردند. بی‌توجهی به فرصت‌های اقتصادی داخلی نمونه‌ بسیار مهمی است که جای تاسف دارد و چشم داشتن به بیرون و بیگانگانی که حیات ما برایشان سخت است جای خود دارد. در هر حال نقش دولت در به وجود آمدن مشکلات دسته اول و دوم بسیار ناچیز است اما در مشکلات دسته سوم به سوء مدیریت و بی تدبیری و بی برنامگی دولت برمی‌گردد. نکته مهم اینکه اگرچه دولت در به وجود آمدن برخی از مشکلات کشور نقش مستقیمی ندارد، لیکن مهم‌ترین وظیفه را در رفع آنها دارد که اگر به موقع به وظیفه عمل می نمود بخش اعظم مشکلات اساسا پا نمی گرفت یا در اولین زمان شکل گیری مرتفع می شد. اهمیت این موضوع برای آن است که در نقد دولت یا ارائه راهکار برای گذر از شرایط فعلی دچار افراط و تفریط نشویم. دولت مانند پزشکی است که باید به رغم وجود عوامل زمینه‌ای در بیمار، برای بهبودی او راهکار و برنامه عملیاتی داشته باشد که اگر سر خط های اقتصادی ابلاغی رهبری معظم را مورد توجه قرار می داد و جهادی وارد عمل می شد وضع اینچنین نبود هر چند تحریم ها سخت بودند و باشند اما کار جهادی و تلاش شبانه روزی و استفاده از همه امکانات موجود داخلی از جمله نیروی انسانی کارآمد که بزرگترین سرمایه ملی محسوب می گردد رافع تمامی مشکلات خواهد بود.