پایگاه خبری ربیع/

امشب، شب ۲۱ رمضان، شب شهادت امیرمؤمنان حضرت علی علیه‌السلام و یکی از شب‌هایی است که سرنوشت و مقدرات رقم می‌خورد. این ایام متعلق به مولای متقیان علی علیه‌السلام است؛ لذا در این نوشتار اشاره‌ای به دفاع مظلوم‌ترین انسان عالم از مظلومان خواهیم داشت.

سخن‌گفتن درباره شخصیت، مقام و منزلت علی علیه‌السلام کار ساده‌ای نیست. شخصیتی که سراسر حوادث زندگی او با تاریخ اسلام عجین شده و اسلام به وجود چنین شخصیت عالی‌مقام، که در بطن تعالیم آن پرورش یافته است به خود می‌بالد. فرازهای مهم و حساس تاریخ اسلام حاکی از شهامت، شجاعت، ایثار، فداکاری و حق‌جویی انسانی است که جهان تاکنون نظیر آن را به خود ندیده و پس از این هم نخواهد دید.

 به‌حق باید اعتراف کرد که علی علیه‌السلام نه تنها درمیان ما مسلمان‌ها ارزشمند بوده و محبوبیت دارد، بلکه شخصیت نادر و استثنایی آن حضرت برای همه بشریت درخور تقدیر و ستایش است و همه خود را مدیون جوانمردی، صفا، صمیمیت و انسان‌دوستی او می‌دانند.

پس بیان ویژگی و شخصیت واقعی آن امام همام، از توان بشر عادی خارج است و فقط در کلام روح‌بخش وحی می‌توان جلوه‌هایی از اوصاف واقعی آن حضرت را دریافت که می‌فرماید: «انَّ الَذین آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحات واَقاموا الصَّلوه و آتوا الزَکوه لَهم اَجرُهم عِندَ رَبّهم وَ لا خَوفٍ عَلَیهم و لا هُم یَحزَنون؛ کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آن‌هاست و نه غمگین می‌شوند.»

آنچه که تاکنون درباره امام علی علیه‌السلام از بیان و قلم گویندگان و نویسندگان تراوش کرده، ستایش یا اشاره‌هایی است به گوشه‌ای از ابعاد وجودی آن بزرگمرد تاریخ و بیان زوایایی از زندگی، افکار و اندیشه انسانی که جهان به وجود او افتخار می‌کند و در مقابل سخنان زیبا و نغز او که در قالب «نهج‌البلاغه» به ودیعه باقی مانده، سر تسلیم فرود می‌آورد.

اساس حکومت علی علیه‌السلام بر پایه عدالت، مساوات و ارزش‌های الهی و انسانی پی‌ریزی شده بود و روی همین جهت، هیچ چیز نتوانست امام علیه‌السلام را از بازگو نمودن حقیقت باز دارد.

علی علیه‌السلام در پرورش عدالت و حمایت از زیردستان در اوجی قرار دارد که بدون اغماض و گذشت، اعمال و کردار خود را نیز مورد محاسبه قرار می‌داد و ستمگران را مجازات می‌کرد و حقوق مظلومین را به آنان بازمی‌گرداند و با قاطعیت فریاد می‌زد: «الذَّلیل عِندی عَزیز حَتی آخذ الحَقّ لَه و القویُ عِندی ضَعیف حَتی آخذ الحَقّ مِنه، رَضینا عن الله قَضاءَه و سَلمنا للّه اَمره؛ ناتوان ستمدیده در نظر من، عزیز است تا حقش را بگیرم و زورمند ستمگر نزد من، حقیر و ضعیف است تا حق دیگران را از او بستانم. ما در برابر فرمان خدا راضی هستیم و در مقابل امر او تسلیم می‌باشیم.»

امام علیه‌السلام در این فراز از سخنانش که پس از جنگ نهروان ایراد شده، به بیان حالات روحی‌اش می‌پردازد و دفاع از مظلومین را به عنوان یکی از اهداف خود مطرح می‌کند و عملکرد خلفای پیشین را که به ستم و تبعیض‌های ناروایی منجر گردیده و در زمان خلیفه سوم به اوج خود رسیده بود، مورد نکوهش قرار داده و تأکید می‌کند: «من در مقابل رفتار دیگران که چه کردند، هیچ‌گونه مسئولیتی ندارم و آنچه که من را به قبول خلافت واداشت، اجرای حق و عدالت و گرفتن حق ضعیفان از زورمندان بود.»

به خاطر این رفتار عدالت‌خواهانه است که امام علیه‌السلام پس از پذیرفتن مقام خلافت، در صدد برمی‌آید تا حکام ظالم و ستمگر را از تصدی امور مسلمین معزول دارد و در این تصمیم خود قاطع و مصمم بود؛ لذا در مقابل ابن‌عباس و عده‌ای دیگر که با عزل معاویه از قدرت مخالف بودند و حضرت را به سازش توصیه می‌کردند و می‌گفتند «فعلاً عزل معاویه به صلاح نیست»، ایستاد و در جواب آن‌ها فرمود: «من برای یک روز هم نمی‌توانم اشخاص فاسد و ناشایست را بر جماعت مسلمین حکمروا ببینم.» گرچه برخی از کوته‌نظران، بر این رفتار امام علیه‌السلام با گماشتگان عثمان خرده گرفته‌اند و می‌گویند «علی علیه‌السلام با سیاست آشنایی نداشت و الا معاویه را فوراً عزل نمی‌کرد یا در شورای شش نفره عمر سخن عبدالرحمن بن عوف را که گفت «با تو بیعت می‌کنیم به شرطی که به کتاب خدا، سنت پیغمبر و سیرت ابوبکر وعمر رفتار کنی.»، موقتاً می‌پذیرفت.»

اما از آنجایی که علی علیه‌السلام مرد حقیقت و انسان پاک‌باخته بود، هدفش از تصدی خلافت جز پیاده‌کردن احکام الهی و احقاق حقوق محرومین نبود، تمام این اشکالات را یاوه‌سرایی بیش ندانسته و می‌فرماید: «لَولا التَقی لَکُنت اَدهی العَرَب؛ اگر من تقوی و حقیقت را (به فرض محال) کنار می‌گذاشتم، در زندگی از تمام عرب زرنگ‌تر می‌شدم.»

مظفر حاجیان