به گزارش پایگاه خبری ربیع، قَالَ علی (علیه السلام): یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ، یَعَضُّ الْمُوسِرُ فِیهِ عَلَى مَا فِی یَدَیْهِ وَ لَمْ یُؤْمَرْ بِذَلِکَ، قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ «وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ»؛ تَنْهَدُ فِیهِ الْأَشْرَارُ وَ تُسْتَذَلُّ الْأَخْیَارُ وَ یُبَایِعُ الْمُضْطَرُّونَ، وَ قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَنْ بَیْعِ الْمُضْطَرِّینَ.(حکمت ۴۶۸ نهج‌البلاغه)
علی علیه السلام فرمودند: بر مردم روزگارى مى‌آید، سخت گزنده که توانگر از شدت بخل، مال خود را به دندان نگه مى‌دارد و حال آنکه او را چنین نفرموده‌اند. خداى سبحان مى‌فرماید: «بخشندگى را میان خود فراموش مکنید.»
در آن روزگاران، بدان بلندپایه شوند و نیکان خوار گردند و با درماندگانى که از خریدن یا فروختن چیزى ناچارند، معامله کنند و حال آنکه رسول الله (صلى الله علیه و آله) معاملت با چنین کسان را در حالت اضطرار منع فرموده است.
امام(علیه السلام) در این فرمایش درباره مشکلات و مصائب آن زمان به چهار نکته اساسى اشاره مى‌کنند: نخست بخل و امساک ثروتمندان را مطرح مى‌کند؛ آن‌ها چنان درباره اموالشان سختگیر مى‌شوند که گویا با دندان گرفته و فشار مى‌دهند. آنگاه مى‌فرماید: این برخلاف دستور اسلام است. آنگاه به فساد اوضاع سیاسى آن زمان اشاره کرده و سلطه اشرار را بر حکومت اسلامى بیان مى‌دارد سلطه‌اى که عامل مهمى براى فساد تمام مسائل اجتماعى است و به دنبال آن، انزواى نیکان و به خوارى کشیدن آن‌ها را مطرح مى‌فرماید.
بدیهى است هنگامى که اشرار زمام حکومت را به دست گیرند، اخیار به اجبار منزوى مى‌شوند و از صحنه جامعه کنار مى‌روند. چهارمین مفسده آن زمان باز به مسائل اقتصادى برمى‌گردد و مى‌فرمایند: کار به جایى مى‌رسد که افراد از روى اضطرار، اموال خود را به ثمن بخس مى‌فروشند، در حالى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از این کار نهى فرموده و در واقع دستور داده است که به این‌گونه افراد کمک کنید تا مجبور نشوند اموال خود را اینگونه بفروشند.
درست است که معامله مضطر مانند معامله مکره نیست، معامله مکره باطل است، اما معامله مضطر صحیح است؛ اما اگر متمکنان جامعه وظیفه‌شناس باشند کار به جایى نمى‌رسد که افراد از روى اضطرار دار و ندار خود را بفروشند و ضروریات اولیه زندگانى خود را از دست بدهند.
در واقع امام(علیه السلام) در این پیش‌بینى، از دو فساد اجتماعى آینده خبر مى‌دهد: نخست فساد اقتصادى و فاصله شدید طبقاتى که گروهى ثروتمند مى‌شوند و براى ثروت‌اندوزى تلاش مى‌کنند و اصرار دارند که هیچ‌گونه کمکى به نیازمندان نکنند، هرچند همه آن ثروت‌ها را نمى‌توانند مورد استفاده قرار دهند، فساد دیگر فساد سیاسى جامعه است که گروهى از اشرار زمام امور را به دست گرفته و نیکان و پاکان و صالحان را به حاشیه مى‌رانند.
آنچه امام(علیه السلام) در این پیشگویى بیان فرموده به‌زودى در حکومت بنى امیه پس از آن حضرت ظاهر شد. معاویه با یارانش بر بیت‌المال مسلط شدند، کاخ‌ها ساختند، مجالس عیش و نوش درست کردند و گروه عظیمى از جامعه را به صورت بردگان خود درآوردند. تفاله‌هاى زمان جاهلیت و فرزندان آن‌ها را در پست‌هاى مهم قرار دادند و صحابى راستین پیغمبر(صلى الله علیه وآله) و فرزندان آن‌ها را خانه‌نشین ساخته یا اگر اعتراضى مى‌کردند یا بیم اعتراضى بود، به زندان مى‌انداختند و مى‌کشتند و خاموش مى‌کردند.
این‌ها همان چیزى است که امیرمؤمنان على(علیه السلام) در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: «زمانى بر مردم فرا مى‌رسد که از قرآن چیزى جز خطش و از اسلام چیزى جز نامش باقى نمى‌ماند، نامشان مسلمان است؛ ولى از همه دورترند. مساجد آن‌ها ظاهرا آباد و پرشکوه اما خالى از نور هدایت است فقهاى آن زمان (که وابسته به حاکمان جورند) بدترین فقیهانى هستند که در زیر آسمان وجود دارد، فتنه‌ها از آن‌ها برمى‌خیزد و به سوى آن‌ها بازمى‌گردد».