داستانک
راست می‌گفتند…
۱۳۹۶/۱۱/۲۵
دوقلو هستیم، برادرهای دوقلو. هرچقدر از نظر ظاهر به هم شباهت داریم ولی از نظر عقیده با هم متفاوت هستیم. زیاد با یکدیگر بحث می‌کنیم، ولی تا به حال هیچ‌کدام قانع نشده‌ایم.
《طبل》
۱۳۹۶/۱۱/۰۴
همه به هول و وَلا افتاده بودند. پدر و مردان شهر با چماق بی جهت در طولِ رودخانه ی دِز می دویدند و نعره می زدند: 《 طبل کو؟ طبل کو؟ 》
ابعاد مختلف سن و تاثیر آن در ازدو
۱۳۹۶/۱۰/۰۴
انتخاب سن تنها عدد تقویمی نیست!
تصویر هنگام ازدواج
۱۳۹۶/۱۰/۰۴
کثر ما به هنگام ازدواج می‌دانیم که تصویری که از همسرمان در دنیای مطلوب خود داریم، واقعی نیست! و بسیاری از ما برای تطبیق این تصویر با واقعیت موجود تلاش می‌کنیم.
ما تربیت نشدیم
۱۳۹۶/۱۰/۰۴
در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند.
راز پشمک حاج عبدالله
۱۳۹۶/۱۰/۰۳
حکایت این داستان برمیگرده به دهه 1330 زمانی که بچه های دبستان اکبریه تبریز توی زنگ تفریح از بوفه مدرسه و از فراش مهربون مدرسه پشمک میخریدن.
حرف یک مهندس ژاپنی در مورد برج میلاد
۱۳۹۶/۰۷/۰۵
یکی از مهندسان پروژه برج میلاد تعریف می‌کرد: یه گروه ژاپنی اومده بودن برای بازدید از برج میلاد.
ملا؛ داستان شراب و شلاق…
۱۳۹۶/۰۷/۰۴
گویند روزی ملا نصرالدین از محلی میگذشت که فردی را شلاق میزدند.....
ملا و شمع….
۱۳۹۶/۰۷/۰۲
در نزدیکی ده ملا نصرالدین مکان مرتفعی بود که شب ها باد می آمد و فوق العاده سرد می شد. دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنک ه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی, ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی.
عمید نیشابور…
۱۳۹۶/۰۷/۰۲
دیوانه دستاری بر سر داشت کهنه و پاره پاره؛ از سر برگرفت به آسمان پرتاب کرد و گفت: این را هم به عمید نیشابور بده، زیرا همه چیز را به او داده ای...