تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۶
جوزف فورینو، جیسون ون مدینگ، توماس جانسون
پول و سیاست عامل نسل کشی میانمار
مسلمانان روهینگیا در ایالت راخین، نمونه ای از اخراج گسترده ای است که یک اقلیت متحمل آن می شود. هنگامی که گروهی محروم و مظلوم واقع می شود بسیار سخت است که آسیب پذیری آن کاهش یابد و از حقوق آنها، از جمله اموالشان محافظت شود.

به گزارش پایگاه خبری ربیع،  یکی از مباحثی که در خصوص اتفاقات میانمار مطرح شده و می شود این است که علت درگیری ها در میانمار مسائل نژادی، پاک سازی نژادی، اختلافات مذهبی و غیره است. در کنار اتفاقی که برای نسل کشی در این کشور می افتد باید به این نکته مهم توجه داشت که بخش عمده ای از ماجرای میانمار به مسائل اقتصادی و سیاسی بر می گردد . به عبارتی ، این قدرت و ثروت است که عاملی برای سرکوب و نسل کشی مسلمانان میانمار قرار گرفته است. در همین زمینه وب سایت “د کانوسیشن” مطلبی به قلم جوزف فورینو، دانشجوی دکتری مدیریت بحران دانشگاه نیوکاسل، جیسون ون مدینگ استاد ارشد مدیریت بحران دانشگاه نیوکاسل و توماس جانسون دانشجوی دکتری آسیب پذیری فاجعه دانشگاه نیوکاسل در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۷ منتشر کرده است که ترجمه آن را در زیر می خوانید.

**دین تنها دلیل اخراج مسلمانان از روهینگیا نیست**

طی هفته های اخیر شاهد افزایش خشونت علیه روهینگیا در منطقه راخین، فقیرترین ایالت میانمار بوده ایم. موجی از آوارگان به دنبال خشونت اعمال شده پیاده یا با قایق در حال فرار به بنگلادش هستند. این آخرین موج آوارگان است و با فعالیت های اخیر ارتش نجات بخش آرکان روهینگیا (ARSA) تشدید شده است.

تفاوت های مذهبی و قومی به طور گسترده ای به عنوان عاملی برای انجام  آزار و اذیت علیه مردم روهینگیا قرار گرفته اند. اما سخت است که باور کنیم که عوامل دیگری در این مسئله نقش بازی نمی کنند. به خصوص اینکه میانمار دارای ۱۳۵ گروه رسمی نژادی به رسمیت شناخته شده است.

در تحلیل خشونتهای اخیر، می توان بر نقش ارتش و شخصیت رهبر واقعی آن ، آونگ سان سو کی، متمرکز شد. او همچنان به ممانعت از محکوم کردن خشونت سیستماتیک علیه مسلمانان روهینگیا ادامه می دهد. اما مسائلی وجود دارد که بررسی و پی گیری نمی شوند. مهم است که فراتر از تفاوت های مذهبی و قومی با سایر علل ریشه ای آزار و شکنجه، آسیب پذیری و جابجایی مواجه هستیم. ما باید منافع سیاسی و اقتصادی را به عنوان عوامل موثر در انتقال اجباری در میانمار، نه فقط از مردم روهینگیا، بلکه اقلیت های دیگر مانند کچین، شان، کارن، چین و مون، در نظر بگیریم.

تصرف زمین و مصادره در میانمار گسترده شده است. این یک پدیده جدید نیست. از دهه ۱۹۹۰، شاخه های نظامی ، سرزمین خرده مالکان را در سراسر کشور بدون جبران خسارت و صرف نظر از قومیت و یا وضعیت مذهبی از بین بردند. اغلب زمین برای پروژه های “توسعه”، از جمله توسعه پایگاه های نظامی، بهره برداری و استخراج منابع طبیعی، پروژه های بزرگ کشاورزی، زیرساخت ها و گردشگری، مصادره شده است. به عنوان مثال، در کچین، ارتش بیش از ۵۰۰ هکتار زمین روستاییان را برای حمایت از استخراج طلا تصرف کرد.

توسعه، هزاران نفر را بی خانمان کرده است – هم در داخل و هم در مرز با بنگلادش، هند و تایلند – و یا آن ها را مجبور کرده است تا از طریق دریا به اندونزی، مالزی و استرالیا فرستاده شوند. در سال ۲۰۱۱، میانمار اصلاحات اقتصادی و سیاسی را آغاز کرد که منجر به آن شد که “مرز نهایی آسیا” به عنوان سرمایه گذاری خارجی باز شود. اندکی پس از آن، در سال ۲۰۱۲، حملات خشونت آمیز علیه روهینگیا در ایالت راخین و به میزان کم علیه مسلمانان کارن افزایش یابد. در همین حال، دولت میانمار چندین قانون مربوط به مدیریت و توزیع زمین های کشاورزی را وضع کرد.

این حرکت ها به شدت توسط شرکت های بزرگ به عنوان مثال، شرکت های چند ملیتی Postco Daewoo مورد انتقاد قرار گرفتند.

جایگاه ژئوپلیتیک منطقه ای

میانمار در میان کشورهائی است که مدتهاست منابع خود را در اختیار چین و هند قرار داده اند. از دهه ۱۹۹۰، شرکت های چینی در شمال کشور، از چوب، رودخانه ها و مواد معدنی استفاده می کنند. این امر منجر به درگیری های خشونت آمیز میان رژیم نظامی و گروه های مسلح، از جمله سازمان استقلال کچین (KIO) و متحدان قومی آن در ایالت کچین شرقی و شمالی شده است.

در ایالت راخین، منافع چینی ها و هندی ها بخشی از روابط گسترده چین و هند در این منطقه محسوب می شوند. این منافع عمدتا در راستای ساخت زیرساخت ها و خطوط لوله در منطقه است. چنین پروژه هایی ادعا می کنند که برای اشتغال، هزینه حمل و نقل و درآمد نفت و گاز برای کل میانمار تضمین شده است.

در میان پروژه های توسعه گسترده، خط لوله فراملی که توسط شرکت نفت ملی چین (CNPC)  ایجاد شده است، اتصال سیتو، مرکز راخین به کونمینگ، چین، در سپتامبر ۲۰۱۳ عملیات خود را آغاز کرد. تلاش های گسترده تر برای به دست آوردن نفت و گاز میانمار از میدان گاز شوه Shwe به گوانگژو چین، به خوبی مستند شده اند.

انتظار می رود یک خط لوله موازی از شرق میانه از بندر کیاوکیفو به چین ارسال شود. با این حال، کمیسیون مشاوره در ایالت راخین، از دولت میانمار خواست تا ارزیابی جامع را انجام دهد. در حقیقت، کمیسیون تصدیق می کند که خطوط لوله، جوامع محلی را در معرض خطر قرار می دهند. تنش های قابل توجهی در ارتباط با زمین، غرامت کافی برای خسارت، تخریب محیط زیست و هجوم کارگران خارجی به جای افزایش فرصت های اشتغال محلی به وجود آمده است.

در همین حال بندر دریای سیتوه  Sittwe توسط پروژه هندوستان به عنوان بخشی از پروژه حمل و نقل چند منظوره کالادان  Kaladan  تأمین مالی شده است. هدف این است که ایالت شمال شرقی را به خلیج بنگال متصل کند.

مناطق ساحلی ایالت راخین به وضوح از اهمیت استراتژیک برای هند و چین برخوردارند. از این رو، دولت میانمار، منافع خود را در پاکسازی زمین ها برای آماده شدن برای توسعه بیشتر و رشد سریع اقتصادی توسعه می دهد. همه اینها در محدوده وسیع تر مانور ژئوپلیتیک قرار دارد. نقش بنگلادش در داغ کردن تنور تنش های قومی نیز بسیار مورد تردید قرار گرفته است. در این مبارزات بر سر قدرت، هزینه انسانی بسیار بالا رفته است.

آسیب پذیری اقلیت ها

مسلمانان روهینگیا در ایالت راخین، نمونه ای از اخراج گسترده ای است که یک اقلیت متحمل آن می شود. هنگامی که گروهی محروم و مظلوم واقع می شود بسیار سخت است که آسیب پذیری آن کاهش یابد و از حقوق آنها، از جمله اموالشان محافظت شود. در مورد روهینگیا، توانایی آنها برای محافظت از خانه هایشان از طریق لغو شهروندی برمه ای خود، از بین رفته است.

از اواخر دهه ۱۹۷۰ حدود یک میلیون روهینگیایی از میانمار فرار کرده اند تا تحت تاثیر آزار و اذیت قرار نگیرند. به طرز غم انگیزی، آنها در کشورهای میزبان خود به حاشیه رانده می شوند.

بدون اینکه هیچ کشوری مایل باشد مسئولیت آنها را بر عهده بگیرد، آنها مجبور هستند یا تشویق می شوند تا به طور مداوم از مرز عبور کنند. تراژدی روهینگیا بخشی از یک تصویر بزرگتری است که ظلم و ستم اقلیت ها را در سراسر میانمار و کشورهای همسایه می توان در آن مشاهده کرد. ارتباط و پیچیدگی مسائل مذهبی و قومی میانمار غیر قابل انکار است.  اما ما نمی توانیم زمینه سیاسی و اقتصادی و علل ریشه ای جابجایی را که اغلب ناشناخته هستند، نادیده بگیریم.

متن ترجمه شده مذکور ، صرفا نگاه نویسندگان خارجی این مقاله است وخبر گزاری فارس  از آنجاکه که علاوه بر پدیده نسل کشی،در این مقاله به نقش پول و ثروت در کشتار مسلمانان اشاره داشته است، نسبت به انتشار این مقاله اقدام کرده است.لذا این  خبرگزاری همه محتوای مقاله  را تایید نمی کند.

نویسندگان :جوزف فورینو، جیسون ون مدینگ، توماس جانسون

 مترجم: احمد صدیقی

انتهای متن/فارس

 


دیدگاه