تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
سرمقاله؛
بازاریابی فرهنگ؛ ضرورتی انکار ناپذیر (۲)
چنانچه بیان شد« بازاریابی فرهنگ عبارت است از مجموعه فعالیت هایی که اجزاء و عناصر یک فرهنگ را از صاحب و دارنده آن به سایر افراد چه افرادی با همان فرهنگ همانند (وابستگان ،اولاد ، هم نسل ها و نسل های بعد از خود) و یا افرادی از سایر فرهنگ ها منتقل نموده و عناصر آن فرهنگ را در ایشان نهادینه نموده و یا جایگزین عناصر قبلی آنها می نماید ».

 پایگاه خبری ربیع، علی رشیدپور؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان)

چنانچه بیان شد« بازاریابی فرهنگ عبارت است از مجموعه فعالیت هایی که اجزاء و عناصر یک فرهنگ را از صاحب و دارنده آن به سایر افراد چه افرادی با همان فرهنگ همانند (وابستگان ،اولاد ، هم نسل ها و نسل های بعد از خود) و یا افرادی از سایر فرهنگ ها منتقل نموده و عناصر آن فرهنگ را در ایشان نهادینه نموده و یا جایگزین عناصر قبلی آنها می نماید ».

و این امر از طریق جریان کالاها یا خدمات فرهنگی و هنری از تولید تا مصرف کننده ی نهایی اعم از مصرف کننده درون فرهنگی یا برون فرهنگی صورت می گیرد.در نوشته قبلی عمده ترین دلایل اهمیت یافتن بازاریابی فرهنگ مطرح و به اختصار تشریح گردیدند.بازاریابی فرهنگ همانند هر نوع فعالیت اجتماعی دیگری به طور طبیعی فعالان و علاقمندانی با اهداف و اغراض متفاوت دارد و بدون شک پیامدهایی نیز در بر داشته و نیازمند ملاحظاتی هم می باشد که در ادامه به این موارد پرداخته می شود:

بر خلاف سایر حیطه های فعالیت بازاریابی و بازاریابان که غرض و هدف اصلی همه فعالان کسب منافع و سود (البته با رعایت اصول و اخلاق مورد قبول) می باشد.در این حوزه دو دسته فعال وجود دارند که دغدغه های آنها مشابه نیست لذا ایجاد چالش بین آنها گریزناپذیر می باشد.

گروه اول علاقمندان و دلسوزان فرهنگ و مسائل فرهنگی هستند.که هدف آنها از توسل به بازاریابی کسب سود یا منافع مادی نیست بلکه دغدغه اصلی ایشان حفظ و تولید فرهنگ است و معتقدند بازاریابی می تواند به آنها در این راستا کمک نموده و باعث کسب موفقیت در این زمینه گردد و معتقدند که اگر سود یا منافعی هم حاصل شد این منافع نیز در خدمت حوزه فرهنگ قرار می گیرند و اگر قرار باشد فعالیتی سودآور باشد اما زیان و ضرری برای فرهنگ و عناصر آن ایجاد نماید بایستی از انجام آن جلوگیری نمود.

گروه دوم کسانی هستند که دغدغه فرهنگ را ندارند و به فرهنگ هم همانند سایر حوزه های کسب و کار نظر دارند .لذا هدف اصلی آنها کسب سود و منفعت می باشد و حفظ یا تخریب و تولید  یا عدم تولید برایشان معنا ندارد.لذا این دسته از افراد ممکن است مبادرت به انجام فعالیت هایی نمایند که بخش یا حتی کل فرهنگ یک جامعه را با چالش جدی مواجه نمایند.

علیرغم نگرانی های موجود از سوء استفاده از بازاریابی فرهنگ ، رونق و گسترش این فعالیت دو پیامد اساسی را برای جوامع به شرح زیر به دنبال دارد:

 بازاریابی فرهنگ زمینه تولید، توزیع و … تا مصرف نهایی کالاها و خدمات فرهنگی و هنری را فراهم آورده و بدین طریق موجبات تولید، حفظ،تداوم و ارتقای و غنای فرهنگ ملی و بومی را فراهم آورده که این امر نه تنها مسیر توسعه فرهنگی را بلکه توسعه پایدار را هموار می نماید.

 پیامد دوم بازاریابی فرهنگی پیامد اقتصادی می باشد؛ در صورت رونق بازاریابی فرهنگ زمینه جایگزینی منافع حاصل از این بخش با منابع طبیعی و نفت و ….. و همچنین اشتغال زایی و ایجاد درآمد ملی پایدار .فراهم می گردد(به طوری که در برخی از کشورها مبنای بودجه ریزی سالیانه بر صنایع فرهنگی متمرکز شده یا در حال متمرکز شدن می باشد).

با توجه به اینکه هیچ جامعه ای در شرایط قعلی تمایلی به از دست دادن این منافع ندارد و البته جایگزینی هم برای آنها ندارد بایستی ملاحظه جدی در این زمینه مد نظر قرار گیرد.بنابراین بر خلاف سایر حوزه های کسب و کار که همه فعالان دارای اهداف مشترک هستند، رسالت بازاریابی تحقق منافع همه فعالان و ذی نفعان با رعایت اصول اخلاقی مرسوم می باشد و چالشی هم بین این گروه ها وجود ندارد این سوال مطرح است که رسالت اصلی بازاریابی فرهنگ چیست؟آیا همانند سایر موارد بایستی منافع همه فعالان را یکسان در نظر گرفت یا بایستی اولویت به ماهیت فرهنگ و دغدغه های مربوطه همچون حفظ، بقاء و تولید فرهنگ داده شود؟ پاسخی که منطقی به نظر می رسد این است که  دغدغه های مربوط به حفظ، بقاء و تولید فرهنگ به عنوان یک اصل اخلاقی بایستی مد نظر قرار گیرند و همه کسانی که علاقمند به ورود به این حوزه هستند به عنوان یک پیش شرط این موارد را مد نظر قرار دهند و بعد تصمیم به حضور و فعالیت بگیرند و چنانچه در این مورد کوچکترین غفلتی صورت گیرد ممکن است اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی را بر پیکر فرهنگ جامعه وارد آورده که تا انتهای تاریخ هم اصلاح شدنی نباشد.لذا این یک هشدار جدی برای همه ی سیاست گذاران، مسولین، علاقمندان، اهالی فرهنگ و … می باشد که اگر بدان توجه ننمایند و یا نسبت به آن بی تفاوت باشند بایستی در محکمه تاریخ بدان پاسخ دهند.انشاا… که هیچکدام از هموطنان و معاصران ما به عنوان متهم در این محکمه حاضر نشوند.

انتهای پیام/


دیدگاه