تاریخ انتشار: یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶
ترک وطن به چه قیمت؟

به گزارش پایگاه خبری ربیع،در روزهای اخیر این خبر را آمریکایی‌ها مطرح کردند: ایران جزء ١٠ کشوری است که پزشک و جراح به ایالات متحده آمریکا می‌فرستد و هم‌اکنون چیزی نزدیک به ده هزار پزشک شاغل در آمریکا متولد ایران هستند.

البته به این عدد باید آمار پزشکان ایرانی را در کانادا، اروپا، استرالیا و… اضافه کرد تا آمار درست‌تری از صادرات پزشک به خارج از کشور مشخص شود. معاون نظارت سازمان نظام پزشکی تهران و رئیس انجمن پزشکان عمومی گفته است چیزی حدود ۱۰۰ هزار پزشک در طول ۳۸ سال یعنی از سال ۱۳۵۸ از گردونه پزشکی کشور خارج شده‌اند اما این صادرات چیز تازه‌ای نیست؛ بلکه از سال‌ها قبل شروع شده و البته هنوز هم ادامه دارد.

این افراد به دلیل سطوح بالای علمی که دارند و از طرفی کارآمدی و توانمندی و استعداد زیادشان معمولا در سطوح مدیریتی بالا در آن کشورها فعالیت کرده و در راستای سلامت مردم کشور مقصد تلاش می‌کنند که البته فعالیت در باب سلامت هر انسانی کار خوبی است؛ اما آیا این درست است که سر سفره این مردم درس بخوانند، دکتر شوند و در عین حالی که مردم خودمان به آنان نیاز دارند، در جای دیگر خدمت کنند؟

گفته‌اند هزینه هر نفر دانشجوی پزشکی یک میلیارد تومان است؛ یعنی اکنون یکصد هزار میلیارد تومان هزینه انجام‌شده برای ۱۰۰ هزار پزشک صادرشده در اختیار دیگران است که آن کشورها و از جمله آمریکا که دشمن ملت ماست، از این سرمایه ملی ما بهره‌ می‌برند!

چگونه می‌توان توجیه کرد شخصی حاضر باشد از بیت‌المال این ملت استفاده کند و به جایی برسد و بعد به این مردم پشت کند و ثمره‌اش را به دیگران هدیه کند؟!

بررسی چرایی این موضوع، یک ضرورت است. درواقع باید دید و به جد بررسی کرد که چرا عده‌ای در اینجا خرجی می‌‌گیرند و با پول این مردم درس می‌خوانند و به محض دانش‌آموختگی از کشور خارج می‌شوند و خود را صادر می‌کنند.

با کدام عقل سلیم به ملتی که برای آن‌ها هزینه کرده، پشت می‌کنند؟ باید دید مشکل در کجاست! تربیت ما مشکل دارد؟ توقعات را ناخواسته بالا می‌بریم و این نتیجه را می‌گیریم؟ درآمد پزشکان به دلیل پایین بودن تعرفه‌های پزشکی – که البته نیست و جامعه این را قبول ندارد -دلیلی بر این امر است؟ حاضر به خدمت در مناطق دوردست و با فاصله از خانواده نیستند یا…؟

بالاخره اینکه یک‌هشتم پزشکان کشور در حال ‌حاضر در دسترس نیستند؛ یا از گردونه درمان خارج شدند و به شغل‌های دیگر رو آورده‌اند یا از کشور خارج شده‌اند که این یک خسارت سنگین ملی است و باید به آن پرداخت.

آمارها می‌گوید حدود ۱۳ هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا تحصیل می‌کنند؛ یعنی ایران رتبه ۱۱ را دارد و این علاوه بر آمار پزشکان است؛ اینکه ما برویم در هر جای دنیا علم فراگیریم، یک اصل اسلامی است (اطلبوا العلم و لو بالصین)؛ اما نه رفتن
و برنگشتن؛ بروند پیشرفت‌های علم را فراگیرند و مجهز به جدیدترین پیشرفت‌های علمی دنیا به میان مردم خود برگردند و خدمت کنند؛ وگرنه هزینه‌ها همه خسارت است و نپذیرفتنی.

سالانه معادل یک‌سوم بودجه کل کشور خسارتی است که تحصیلکردگان مهاجرت‌کرده و خود صادرکننده به دنیای خارج به این ملت وارد می‌کنند و این با هیچ منطقی جور درنمی‌آید. گویا کسی فکر نمی‌کند که چرا و چگونه باید این موضوع کاملا غیرمنطقی را حل کرد؟

 البته باید از بسیاری از عزیزانی که به خارج از کشور سفر می‌کنند و مسلح به علم روز و کارآمد برای خدمت به کشور برمی‌گردند، قدردانی و فضا را برای خدمت آن‌ها باز کرد.

به نظر می‌آید دولت دوازدهم بیش از گذشته پیگیر این موضوع باشد و جوانان تحصیلکرده را با باز کردن مسیر کار و تلاش در کشور نگهدارد و از این خسارت سنگین ملی جلوگیری کند.

خوب است تحصیلکردگان وطن کمی فکر کنند و به خودی خود پشت پا نزنند؛ البته مسئولان نیز باید با تدبیر درست و فراهم کردن زمینه خدمت نخبگان از این پشت پا زدن پیشگیری کنند.

به قلم مدیر مسئول

 


دیدگاه