به گزارش پایگاه خبری ربیع، خدیجه توسلی دینانی

یکی از مباحث بسیار مهم و جالب توجه زمان غیبت امام زمان(عج) این است که شیعیان باید بدانند نسبت به وجود مبارک حضرت ولی عصر(عج) وظایفی دارند و مکلف به انجام تکالیفی هستند و باید سعی کنند اولا این تکالیف را بشناسند و بفهمند که چیست و ثانیا بکوشند به طور احسن این وظایف را انجام دهند و به تکالیف خود نسبت به امام عمل کنند و مبادا از این امر بسیار مهم غافل بشوند.

یکی از مهم‌ترین تکالیف امام عصر بر شیعیان که خود موجب ادای دیگر حقوق نیز می‌تواند باشد، ایجاد زمینه برای ظهور امام عصر(عج) است. با توجه به فرارسیدن نیمه شعبان و ولادت باسعادت منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج)، با دکتر محسن میرباقری، کارشناس معارف سیما، در این‌باره گفت‌وگوی مفصلی انجام داده‌ایم.

دکتر سید محسن میرباقری سال ۱۳۲۸ در شهر قم زاده شد. وی مدارک کارشناسی اقتصاد، کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث و دکتری تخصصی علوم قرآن و حدیث را در کارنامه تحصیلی دانشگاهی خود دارد. از وی به عنوان محقق برتر در سومین همایش «تجلیل از پیشکسوتان قرآنی سال ۱۳۸۳» تقدیر شد. همچنین دریافت تندیس افتخار از سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران به جهت انتخاب به عنوان پیشکسوت قرآنی در سال ۱۳۸۳، انتخاب به عنوان محقق ممتاز قرآنی (خادم قرآن) در نمایشگاه بین‌المللی قرآن در ماه رمضان سال ۱۳۸۵ و دریافت تندیس و لوح تقدیر از ریاست محترم جمهور و دریافت ده‌ها لوح تقدیر از سازمان صدا و سیما و سایر نهاد‌ها به جهت پژوهش‌ها و کارشناسی در حوزه قرآن و معارف از دیگر افتخارات استاد میرباقری است.

استاد میرباقری تألیفات متعددی شامل کتاب‌ها و مقالات بسیار دارد. استاد سید محسن میرباقری عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم شهید رجایی، مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت نور المجتبی (علیه‌السلام) و کارشناس قرآنی و مذهبی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.

در ادامه گفت‌وگوی ما با ایشان را می‌خوانید:

–  آقای دکتر، لطفا بفرمایید نقش مردم در ایجاد زمینه غیبت حضرت ولی عصر(ع) چگونه است؟ به بیان دیگر آیا عدم حضور امام میان مردم، معلول عدم آمادگی و شایستگی مردم است یا ریشه در مشیت الهی دارد؟ برای آمادهسازی و ایجاد زمینه مساعد جهت ظهور حضرت چه باید کرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی سیدنا و نبیّنا محمد و آله الطاهرین سیّما بقیه الله المهدی ارواحنا فداه.

بحث غیبت امام زمان(ع)، یک امر الهی است که می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد و ما هم از آنها خبر نداشته باشیم. ما فقط می‌دانیم کارهای خدا حکیمانه است؛ اما اشاراتی که گاهی حکما در روایات فرمودند در این حد است که وقتی مردم حق ائمه هدی را به جا نیاورند، شکر نعمت خداوند را انجام ندهند، نعمت خدا را تضییع کنند، خداوند این نعمت را از آنها می‌گیرد؛ امام را موقت از مردم گرفتند؛ البته گرفتن امام مطلق نیست؛ چون امام غایب مثل خورشید پشت ابر است.

درباره اینکه آمادگی و عدم آمادگی ما در ظهور نقش دارد باید بگوییم هم آری، هم خیر. از کارهایی که باید انجام دهیم و باعث ایجاد آمادگی می‌شود، این است که باید زیاد دعا کنیم. برای اینکه از خود امام زمان(ع) نقل شده است که برای تعجیل فرج من دعا کنید؛ فرج شما در این است که برای من دعا کنید. خود دعا برای تعجیل فرج، باعث فرج در امور شما می‌شود و به این معنا که ظهور امام عصر، فرج شماست. به هر حال موظف به دعا برای وجود مقدس امام زمان هستیم؛ همچنان که برای پیغمبر اکرم دعا می‌کنیم و صلوات یک دعاست. همچنین برای سلامتی امام زمان باید صدقه دهیم و با او ارتباط برقرار کنیم.

فعالیت دیگری که می‌توانیم انجام دهیم که شاید نقش یا اثر داشته باشد، فعالیت برای ترویج نام امام عصر و فرهنگ مهدوی است. متأسفانه امروزه دنیای غرب فرهنگ دنیاگرایی را به شدت ترویج و تبلیغ می‌کند و هزینه‌های زیادی را هم برای این کار می‌پردازد. تلاش‌های بسیاری هم انجام داده است که مردم را به دنیاگرایی و فرورفتن در دنیا متوجه کند. در مقابل این همه تلاش دنیای غرب، ما هم باید مردم را به معنویت و فرهنگ مهدوی دعوت کنیم. امام زمان می‌خواهند ظهور کنند و مردم را به سوی خدا دعوت کنند، فرهنگ توحید را ایجاد کنند و ما باید کمک کنیم این فرهنگ را ایجاد کنیم تا آنجایی که از دستمان برمی‌آید. چه بسا این آمادگی نقشی اندک داشته باشد، اما اینکه بگوییم تمام برنامه ظهور وابسته به آمادگی مردم یا مسلمانان یا شیعیان است، نمی‌تواند درست باشد.

برنامه امام زمان(ع)، یک امر عظیم الهی است و وابسته به آمادگی من و چند نفر دیگر نمی‌تواند باشد. برنامه ظهور، یک امر جهانی است. اگر هم بحث آمادگی باشد، باید عالم آماده ظهور شوند؛ به عنوان مثال مردم دنیا از عدم معنویت رنج می‌برند؛ چون معنویت جزو وجود انسان است. ارتباط با خدا، یک نیاز قلبی انسان است؛ کما اینکه آثارش را در دنیای غرب می‌بینیم که خیلی به حیوانیت رو می‌آورند و بعد احساس فقر می‌کنند.

برنامه ظهور امام زمان(ع) بسیار بزرگ است. ما می‌توانیم با دعا در زمینه‌سازی برای ظهور و ترویج نام امام زمان(ع) نقشی اندک داشته باشیم. درنهایت زمانی که حضرت ظهور می‌کنند، اعوان و انصاری لازم دارند و این اعوان و انصار باید از بین شیعیانشان باشند. در این حد ما می‌توانیم امیدوار باشیم که نقشی داشته باشیم؛ اما اینکه برنامه حضرت وابسته به آمادگی ما باشد، نه این‌طور نیست. خداوند خودش برنامه‌ریزی و زمینه‌های جهانی این امر عظیم را فراهم می‌کند.

– تحلیل شما از ۳۱۳ نفری که در رکاب امام هستند، چیست؟

در روایات از ۳۱۳ نفر یاران ویژه حضرت سخن گفته شده است؛ ولی یاران امام زمان(ع) درمجموع سه دسته هستند؛ دسته اول ۳۱۳ نفر هستند که ما آنها را می‌توانیم به هیئت دولت امام زمان(ع) تعبیر کنیم. بالاخره حضرت باید در سطح جهانی برنامه‌ریزی کنند، ولاتی را بگمارند؛ آنها سردمدارانی هستند که برنامه‌های امام را به اجرا می‌رسانند. به گفته بعضی از بزرگان و روایات موجود در این زمینه چه بسا بعضی از  این ۳۱۳ نفر انبیا و اولیا باشند که به دنیا رجعت می‌کنند. یک دسته از یاوران حضرت هستند که در حدیثی جلد ۵۲ بحار صفحه ۳۰۵ به آنها اشاره شده است. وقتی نشانه‌های ظهور حادث می‌شود، ازجمله خسف بیداء برای لشکر سفیانی به وجود می‌آید امام زمان(ع) در مکه هستند و به خانه خدا پناهنده  شده‌اند و بعد جبرئیل امین می‌آید و برنامه الهی را اعلام می‌کند که برخیزید که وقت قیام شما فرارسیده است. حضرت پشت به در خانه خدا داده و ندای یا اهل العالم را سر می‌دهند که هرکس می‌خواهد انبیاء الهی را ببیند. اصحاب امام زمان گرد او جمع می‌شوند که می‌گویند ۳۱۳ نفر هستند و این افراد بدون وعده قبلی بین رکن حجر الاسود و مقام ابراهیم با امام زمان بیعت می‌کنند.

 دسته دوم از  لشکریان حضرت ۱۰ هزار نفر هستند که در حدیثی روایت شده است وقتی حضرت در مکه هستند، آرام‌آرام شیعیان به او می‌گروند. حضرت از ماه رمضانی که ظهور می‌کنند تا روز عاشورا در مکه هستند؛ اوایل گاهی پنهان و گاهی ظاهر می‌شوند. شیعیان آرام‌آرام به حضرت ملحق می‌شوند. متن حدیث این است که وقتی این برنامه تکمیل شود و یاوران حضرت به ده هزار نفر برسند، حضرت از مکه خارج می‌شوند. این دسته دوم لشکریان هستند. این هنوز در موقعیتی است که حضرت فقط در مکه قدرتی پیدا کردند؛ هنوز جنگ‌ها و دشمنی‌های با حضرت پیش نیامده است. این ده هزار نفر هم آدم‌های خالصی باید باشند، نه در حد آن ۳۱۳ نفر؛ آنها اولیاء خدا هستند.

دسته سوم، زمانی که حضرت از مکه برای اجرای برنامه‌هایشان خارج می‌شوند، فوج‌فوج به یاوران حضرت افزوده می‌شود تا جایی که گفته شده است در حدود ۸ ماه جهان تحت فرمان حضرت بقیهالله درمی‌آید. البته با برنامه‌های الهی جبرئیل امین از یک طرف با خیل عظیمی از فرشتگان، میکائیل در سمت چپ حضرت با خیلی از فرشتگان ایشان را یاری می‌کنند و رعب در دل دشمنان می‌اندازند.

در روایات نشانه‌های بسیاری برای ظهور ذکر شده؛ اما تطبیق آنها همیشه مسئله است. ما بسیاری از اتفاقات زمان خودمان را به علامت ظهور تفسیر می‌کنیم؛ اما باید ابتدا یک معیار و دستگاه معرفتی برای این تطبیق‌ها به وجود آورد. شاید اینجا یک تسامحی در تعبیر پدیدار شده باشد؛ بسیاری از مسائلی که به عنوان نشانه‌های ظهور در کتاب‌ها عنوان شده است درواقع وقایع زمان غیبت هستند، نه نشانه ظهور. ما گاهی در روایات بسیاری می‌بینیم وقایعی بیان شده است که همه اینها وقایع زمان غیبت هستند، نه علامت ظهور؛ من مثالی عرض می‌کنم. دبیرستان بودم. کتاب مهدی موعود را مطالعه می‌کردم. یک روایت عجیبی بود؛ مضمون روایت را به اجمال می‌گویم: محمد بن حنفیه فرمودند امیرالمؤمنین(ع) نشسته بودند و گریه می‌کردند و از ناراحتی طول غیبت امان زمان سخن می‌گفتند. من گفتم پدرجان، کی ظهور می‌کنند؟ حضرت فرمودند: چگونه ظهور کنند حال اینکه هنوز این اتفاق نیفتاده است؟

به عنوان مثال وقایع زمان بنی‌عباس، وقایع زمان رضاخان (ازجمله فجایع زمان رضاخان، هتک حرمت نوامیس (کشف حجاب در اصفهان و قم)، مخالفت با مساجد و مبانی دینی، قلع و قمع سران ایلات، عشایر و خان‌ها و مخالفان خود، تحریم و ممنوع‌کردن عزاداری برای امام حسین(ع) و … )، اینها همه وقایع زمان غیبت هستند، اما نشانه ظهور نیستند.

نشانه براساس قاعده یک چنین چیزی است؛ البته نشانه اگر به معنای صدق خبر ظهور باشد، نشانه است؛ یعنی خبر نشانه‌های ظهور امام زمان را در روایات و پیامبر اکرم هم بیان کرده‌اند. به این معنا اگر نشانه بگیریم، اشکالی ندارد؛ اما اگر به معنای دیگری یعنی ظاهرشدن امام زمان باشد، اینها هیچ کدام نشانه نیستند، اینها وقایع زمان غیبت هستند. سه نشانه یقینی و حتمی بیان شده است که همزمان اتفاق می‌افتند؛ این سه نشانه عبارت‌اند از: خروج سفیانی، خسف بیداء و صیحه آسمانی. قتل نفس زکیه و خروج یمانی را هم برخی اضافه کردند.

در روایاتی بیان شده است تا آسمان و زمین نشانه‌شان را ظاهر نکردند، شما کاری انجام ندهید. شاید مضمون روایت این باشد که با کسی به عنوان حضرت مهدی(ع) بیعت نکنید.

 

 – درباره وظایف شیعیان و منتظران در عصر غیبت بفرمایید.

اینجا پرسشی مطرح می‌شود: در زمان غیبت امام آیا رابطه بین ما و امام قطع می‌شود؟ هرگز.

رابطه‌ای از طرف امام زمان(ع) برقرار است و رابطه‌ای هم ما موظفیم برقرار کنیم؛ رابطه‌ای که از طرف امام است شاهدبودن بر ماست. احادیث فراوانی با استفاده از آیات قرآن یا در ذیل آیات قرآن بیان شده است که ائمه هدی شاهد بر امت اسلامی هستند. هر امامی در زمان خودش این نظارت را دارد و پیغمبر اکرم(ص) نظارت کلی بر ائمه هدی دارند. در روز قیامت هم این نظارت همچنان برقرار است و پس از آوردن انبیاء و شهدا، قضاوت انجام می‌شود. در آیه ۸۹ سوره نحل می‌فرماید: ما از هر امتی یک ناظر می‌آوریم که ناظر بر حساب و کتاب و قضاوت و مقدرات باشد و تو را می‌آوریم که بر ناظران نظارت کنی و شاهد بر شاهدان باشی. در بهشت هم این‌گونه است که خارج از بحث ماست. پس در دنیا یک نظارت الهی بر امت‌ها وجود دارد. انبیاء الهی بر امت خودشان، ائمه هدی بر امت اسلامی، پیغمبر اکرم هم مقام شهادت و نظارت کلی را دارند.

اعمال ما به محضر امام زمان(ع) عرضه می‌شود؛ حتی روایات ما مقاطع زمانی معین کرده‌اند؛ دوشنبه‌ها، پنجشنبه‌ها و پنجشنبه آخر هر ماه اعمال کل ماه عرضه می‌شود.

پرونده اعمال ما در مقاطع زمانی مختلف و مقدرات ما در شب قدر عرضه می‌شود؛ اما حضرت در پس پرده است و با دلسوزی کامل ولایت بر سر شیعیان دارند. چطور پدری اگر فرزندی داشته باشد که ناخلف هم باشد، دست از پدری برنمی‌دارد؛ ایشان هم با همه خطاها و آسیب‌هایی که در جوامع تشیع می‌بینند، امکان ندارد دست از ولایت شیعیان بردارند. از طرف حضرت مراقبت، دعا و نظارت بر ما همیشگی است که در این زمینه شواهد و قرائن فراوانی ذکر شده است؛ به عنوان مثال در زمان جنگ جهانی دوم حضرت با عنایت خاص خود از طریق متوسل‌شدن یکی از بزرگان به ایشان، ایران را نجات می‌دهند.

از طرف امام زمان(ع) مراقبت بر ما جدی است و توجه ویژه به ما دارند و اگر توسل کنیم جواب می‌دهند؛ آیا از طرف ما هم وظیفه‌ای هست یا نیست؟ بله. مسلما وظایفی به عهده ماست که عبارت‌اند از: معرفت و شناخت بیشتر نسبت به امام زمان و لطف و محبت و نگاه محبانه پدرانه‌ای که همیشه و در همه حال به ما دارند و این معرفت را باید افزایش دهیم.

وظیفه بعدی ما، دعایی است که نسبت به حضرت داشته باشیم. در زمان غیبت باید تا می‌توانیم امام زمان را یاری کنیم. قرآن می‌گوید: اگر شما خدا را یاری کنید، خدا خودتان را یاری می‌کند و شما را در دین ثابت‌قدم می‌کند. شما دیگران را به دین خدا وارد کنید، کمکشان کنید، القاء تقوا کنید، القاء محبت خدا کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند. این موضوع عینا درباره وجود مقدس امام زمان است. اگر او را یاری کنیم و در راستای اهداف ایشان گام برداریم، قطعا ایشان هم ما را یاری خواهند کرد.

وظیفه بسیار مهم دیگر، انتظار فرج است؛ آن هم انتظار به معنای واقعی. انتظار در حد حرف نباید خلاصه شود. آدم منتظر آرام ندارد، لحظه‌شماری می‌کند، زمینه‌سازی می‌کند، امکانات پذیرایی را فراهم می‌کند. ما برای تشریف‌فرمایی امام زمان چه کرده‌ایم؟ تقوای الهی، ترویج فرهنگ مهدویت و انجام اعمالی در جهت رضایت حضرت، همه اینها می‌تواند زمینه‌هایی را برای ظهور حضرت فراهم کند.

نکته بعد این است که یکی از راه‌های ترویج نام حضرت، تشکیل مجالس و شرکت در مجالس است. نیمه شعبان، یکی از این مجالس مهم است. در زمان نیمه شعبان، مملکت ما متحول می‌شود که یک امر الهی است، یک عنایت پشت پرده است و ما باید سعی کنیم این فرهنگ مهدویت از بین نرود. نیمه شعبان را باید بزرگ بداریم و یک امر جدی درنظر بگیریم و هرساله باشکوه‌تر برگزار شود.

هدیه اعمال مستحبی و زیارت به حضرت، صدقه‌دادن برای سلامتی حضرت، افشای مدعیان دروغین و تهذیب نفس و تقوای الهی، ارتباط ما را با امام زمان بیشتر و نزدیک‌تر می‌کند.

 امام زمان(ع) افراد متقی به‌ویژه جوانان را دوست دارند. به طور کلی وظایف شیعیان در زمان غیبت در کتاب‌های بسیاری مفصل بیان شده است.

 

– چرا امام زمان(ع) به غیبت رفتند و اکنون باید غایب باشند؟

وجود مقدس امام زمان(ع) مانند یک سلسله نورانی در ادامه وجود امامان قبل بودند. جامعه تشیع هم نباید بدون امام باشد. پرسشی مطرح می‌شود: وجود امام نباشند، بیشتر خسارت است یا باشند ولی غایب باشند؟ باشند و در غیبت به سربرند، امام ما هستند و دست ولایتشان بر سر ماست.

 با برنامه‌هایی که جامعه اسلامی پس از پیغمبر اکرم با آن روبه‌رو بود، با خلفای جوری که سرکار آمدند، مانند بنی‌امیه، بنی‌عباس و …  که دائما ائمه هدی را در محذور قرار می‌دادند، در آن صورت امکان نداشت امام به دنیا نیایند. بالاخره امام عسکری هم در معرض هجوم دشمن بودند و حضرت را هم شهید کردند. پس باید امام بعدی به دنیا بیایند.

در روایتی از امام مجتبی(س) بیان شده است که هیچ یک از ما امامان نیست که بیعتی از گردنکش زمانش بر گردن او نباشد. یازده امام همین گونه بودند؛ حتی امیرالمؤمنین هم برای حفظ اسلام،  مجبور به بیعت شدند، امام مجتبی هم مجبور به بیعت با معاویه شدند؛ حتی پس از امام مجتبی، امام حسین  به مدت ۱۰ سال بیعت امام مجتبی را رعایت کردند و بر این بیعت هم هر دو امام توافق نظر داشتند؛ ولی در یک برهه‌ای به یک معنا تحت بیعت بودند. پس تا امام عسکری(ع) تحت بیعت بودند. فرمودند همه ما تحت بیعت طاغی زمانمان هستیم، غیر از امام دوازدهم(ع) که خدا او را از نظرها غایب می‌کند تا بیعت کسی بر گردن او نباشد؛ وقتی که ظهور کردند، هیچ بیعتی بر گردن او نباشد. اما این موضوع تنها علت غیبت نمی‌تواند باشد. این یک جهتش است. واقعا هم اگر امام می‌بودند یا باید بیعت می‌کردند یا می‌جنگیدند و کشته می‌شدند؛ چون زمان ظهور نرسیده بود و خدا ایشان را با غیبت حفظ کرد.

به یک معنا جامعه و شیعیان امام دارند؛ مانند پدری که در خانواده است و خداوند رزق و روزی فرزندان را در جیب پدر قرار می‌دهد و غذای کودک را در سینه مادر قرار می‌دهد. لطف خودش را از طریق پدر و مادر به فرزندان افاضه می‌کند. این را در افق بالاتری ملاحظه کنید. جامعه از طریق امام زمان(ع) مورد عنایت قرار می‌گیرد؛ پس باید امام باشد و ظهور هم با این شرایط معنا ندارد؛ چون باید برای زمان غیبت ذخیره الهی باشند؛ اما واقعیت این  است که ما بیشتر از این شاید متوجه نشویم و حکمت‌ها بسیار زیاد باشد که به چه علت خداوند امام را غایب کردند؛ این کلیتی از حکمت‌های غیبت است که ذکر شد.

 

انتهای پیام/

image_pdfimage_printچاپ مطلب