به گزارش پایگاه خبری ربیع، در عهد نامه مالک اشتر، حضرت امیر علیه السلام در مورد کارگزاران خائن چنین دستور می دهند: «…اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش بازرسان تو هم آن خیانت را تایید کرد، به همین مقدار گواهی قناعت کرده، او را با تازیانه کیفر کن و آن چه را که از اموال در اختیار دارد از او باز پس گیر، سپس او را خوار دار و خیانتکار بشمار و قلاده بدنامی به گردنش بیفکن. [نهج البلاغه خطبه ۵۳] در این دستور برخورد قاطع و بی اغماض با خائنین صادر شده است می فرماید به محض گزارش خیانتی که بازرسان هم تایید کنند اقدام کن، منتظر چیز دیگری نمان، چه اقدامی؟ اول تنبیه بدنی که البته ظاهرش تازیانه است اما انواع تنبیه در آن نهفته است. دوم برگرداندن اموال بیت المال و سوم تحقیر و معرفی او به مردم! این برخورد درس عبرتی خواهد شد برای دیگران که دست به خیانت نزنند و الا اگر خیانت شد و عکس العمل مناسبی نبود خیانت راه خود را باز می کند.

هنگامی که امیرمومنان علی (علیه السلام) از خیانت ابن هَرمَه (مامور بازار اهواز) اطلاع پیدا کرد، به رفاعه ( حاکم اهواز) نوشت: وقتی که نامه ام به دستت رسید، فورا ابن هرمه را از مسئولیت بازار عزل کن، به خاطر حقوق مردم، او را زندانی کن و همه را از این کار باخبر نما تا اگر شکایتی دارند، بگویند. این حکم را به همه کارمندان زیردستت، گزارش کن تا نظر مرا بدانند.

ای رفاعه! روزهای جمعه، او را از زندان خارج کن و سی و پنج تازیانه بر او بزن و او را در بازار بگردان، پس اگر کسی از او شکایتی با شاهد آورد، او و شاهدش را قسم بده، آن وقت، حق او را از مال ابن هرمه بپرداز، سپس دست بسته و با خواری او را به زندان برگردان و بر پایش زنجیر بزن، فقط هنگام نماز زنجیر را از پایش درآور و اگر برای او خوردنی و نوشیدنی یا پوشیدنی آوردند، مانع نشو و به کسی هم اجازه نده که بر او داخل شود و راه مخاصمه و طریق نجات را به او بیاموزد و اگر به تو گزارش رسید که کسی در زندان چیزی به او یاد داده که مسلمانی از آن ضرر می بیند آن کس را می زنی و زندانی می کنی تا توبه کند و از عمل خود پشیمان شود. [دعائم الاسلام ص ۵۳۲]

این دو نمونه از نحوه برخورد امیرالمومنین(علیه السلام) با کارگزاران متخلف بود؛ برخوردهای قاطع، سخت و بازدارنده به گونه ای که دیگر کارگزار حکومتی یا کسی که با آبروی حکومت پیوند خورده به عملکرد اوست به خود اجازه انحراف و تخلف و خیانت ندهد.

براین اساس آن چه از سیره و دستورحکومتی حضرت امیرالمومنین(ع) برمی آید آن است که حضرت در برخورد با کارگزاران متخلف که حکومت را بدنام می کنند قواعدی دارد.

۱-وجود بازرسان معتمد که همچون چشم بشود براساس ارزیابی آن ها اقدام کرد.

۲-فوریت در برخورد با متخلفان پس از گزارش بازرسان معتمد بدون فرصت سوزی چه این که گاه طولانی شدن فرایند برخورد عملا اثربخشی برخورد را از بین می برد.

۳-برخورد سخت با کارگزار متخلف در جغرافیایی که تخلف در آن رخ داده است برخوردی بدون اغماض و چنان بازدارنده که دیگر کسی از کارگزاران به خود اجازه تخلف ندهد.

۴-اطلاع رسانی به سایر کارگزاران از نحوه برخورد با کارگزار خائن تا درس عبرتی باشد برای آن کس که ممکن است در آستانه یا فکر تخلف و خیانت باشد.

۴-برخورد با بازرسان متخلف که خود متولی نظارت بر عملکرد کارگزاران هستند.

۵-پیگیری مصرانه برای احقاق حقوق مردم و آنان که از خیانت کارگزار متضرر یا حق شان تضییع شده است.

۶- مصادره اموال و دارایی های کارگزار خائن تا جبران و احقاق حق همه آنان که متضرر شده اند.

۷-رسوایی و بی آبرویی کارگزار متخلفی که آبروی حکومت را برده یا به خطر انداخته است.

۸- عدم حمایت برای برخورداری از بهانه های حقوقی و گریختن از قانون و مجازات سخت.

اکنون انقلاب اسلامی در آستانه ۴۰ سالگی است. مردم انتظار دارند با تثبیت نظام و گذشت ۴دهه سیره امیرالمومنین(ع) در کشور اجرایی شود اگر این سیره بدرستی اجرا و اطلاع رسانی شود بویژه قانون از کجا آورده ای عملیاتی شود اعتماد مردم به نظام و کارگزاران آن مضاعف خواهد شد و راه روشنی برای آینده ترسیم خواهد شد. مردم انتظار دارند خائنین با هر کس و مقام و گروهی که وصل باشند بی اغماض محاکمه و تنبیه شوند و قانون همچنانی که برای افراد عادی جامعه اجرا می شودد برای کارگزاران اعم از اجرایی و قضایی و قانونگذاری و غیره اجرایی گردد و نسبت افراد خائن با مسئولان و دست کاران مانع اجرای عدالت نشود و کار به تاخیر نیفتد زیرا التاخیر آفه، همچنانی که تا بحال شاهد بوده ایم. حتی اگر با تاخیر حکم درستی هم اجرا شود تاثیرش آنقد که باید نخواهد بود.

image_pdfimage_printچاپ مطلب