به گزارش پایگاه خبری ربیع، به نقل از ایرنا، روابط ایران و اقلیم کردستان عراق در سال های اخیر روابطی پرفراز و نشیب بوده است؛ ظهور داعش درعراق و چالش های گسترده بغداد در مواجهه با این گروه تروریستی فرصت هایی فراهم کرد تا کردهای عراق بتوانند بخش هایی از مناطق مورد منازعه با بغداد را در اختیار بگیرند.
از زمان آغاز فروپاشی داعش و به ویژه آزاد سازی موصل، زمزمه برگزاری همه پرسی استقلال در کردستان عراق قوت گرفت. هشدارها و انذارهای تهران، آنکارا و بغداد به رهبران اقلیم کردستان برای خودداری از برگزاری این همه پرسی به جایی نرسید و در نهایت همه پرسی در موعد مقرر برگزار شد.
این اقدام اگرچه با عنایت به اصل «حق تعیین سرنوشت» سیاستی قابل دفاع از دید کردها بود، با این حال در برابر قاعده آمره دیگر حقوق بین الملل یعنی لزوم «حفظ تمامیت ارضی» قرار داشت و بغداد هم که از زیر آوار تروریسم داعش بیرون آمده بود به منظور حفظ تمامیت ارضی خود وارد عمل شد و با بازپس گیری کرکوک عملا رویاهای رهبران اقلیم را برباد داد.این سیاست دولت مرکزی عراق در عین حال با سکوت و یا همراهی تلویحی جامعه بین المللی مواجه شد.
از سوی دیگر طی ماه های اخیر شاهد تنش هایی در مناطق مرزی ایران و اقلیم کردستان عراق بوده ایم. در یکی از حملات در پاسگاه مرزی در مریوان در ۳۰تیرماه سال جاری ۱۱ تن از مرزبانان ایرانی شهید و ۸ نفر زخمی شدند. سپاه پاسداران در واکنش به این حملات در نهایت مقر حزب دموکرات کردستان ایران(حدکا) در اقلیم را با حملات موشکی درهم کوبید.
درباره سمت و سوی روابط روابط ایران و اقلیم کردستان و نحوه تعامل اربیل با بغداد با «داود غرایاق زندی» استاد دانشگاه و رییس پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی گفت و گو کردیم. وی معتقد است به نفع اربیل نیست که در شرایط کنونی وارد دعوای کشورهای منطقه‏ای شود و ضرورتی برای این کار و نفعی هم برای اقلیم متصور نیست.
استاد دانشگاه شهید بهشتی در مصاحبه ای که در روزهای منتهی به برگزاری همه پرسی عراق با ایرنا داشت گفت که «راه آینده تنها گام نهادن در راستای آرزوها نیست بلکه پاسداشت آرزوهاست». امروز نیز گفت و گو با وی را از همین نکته آغاز کردیم:

ایرنا: در مصاحبه قبلی با حضرتعالی که قبل از برگزاری همه‏پرسی برگزار شد، فرمودید:«هرچند خواست استقلال برای کردهای عراق، خواستی دیرینه است اما عدم توجه به پیامدهای آن ممکن است تبعات بیشتری برای خود کردها داشته باشد؛ چرا که را آینده تنها گام نهادن در راستای آرزوها نیست، بلکه پاسداشت دستاوردها نیز هست».امروز ارزیابی شما از دستاوردها و آرزوهای برباد رفته رهبران اقلیم چیست؟
زندی: آنچه آن زمان مطرح شد، امروز به آن بیشتر اعتقاد دارم. خواست استقلال کردستان عراق، خواستی عمومی است، اما تحقق آن در شرایط کنونی نه مقدور و نه مطلوب است.
مقدور نیست زیرا تحولات پس از همه‏پرسی و تحرک نظامی بعدی دولت عراق در بازپس‏گیری کرکوک، نشان داد که این موضوع امکان‏پذیر نیست و یک اشتباه استراتژیک است. مطلوب هم نیست زیرا اگر کردهای در ساخت ملی کنونی امکان زیست انسانی را دارند، نیازی به ورود به فرایند پرچالش و پردردسر ساخت یک دولت ملی دیگر نیست.
این صحبت ممکن است برای کردها قابل قبول نباشد که رویای تشکیل یک دولت کردی مستقل دارند، اما واقعیت زیست انسانی، رویایی است که قابلیت پیگیری بیشتری دارد؛ زیرا هیچ تضمینی نیست که دنیای پس از استقلال کردها، دنیای بهتری برای زیست انسانی و محترمانه و آبرومندانه برای آنها باشد. گام نهادن در آینده جذاب اما نامشخص، حداقل در شرایط کنونی و در مرحله «تثبیت» دستاوردها، مطلوب نیست.
بر این اساس، باور من این است که علی‏رغم اشتباه استراتژیک بارزانی در برگزاری همه‏پرسی، وضعیت اقلیم کردستان عراق جز در مباحث داخلی اقلیم، تغییر چندانی نکرده است و انتخابات اخیر این کشور نیز روشنگر این موضوع است.
هنوز دستاوردهای کردها در عراق به‏ویژه در حوزه دریافت ویژه ۱۷ درصدی از درآمد نفت و ایجاد رشد و توسعه اقتصادی و تحکیم هویت کردی مشترک میان تمام طوایف و نیروهای جدیدِ جویای موقعیت در این کشور برای افزایش خواست استقلال، مهیا نیست.

ایرنا: در حال حاضر در اقلیم کردستان عراق تصمیم‏گیر اصلی کیست؟ بارزانی چه نقشی در تصمیم‏گیری‏ها دارد؟
زندی: از نظر اداری هنوز دسته‏بندی قبلی در حال اجرا است. امور کلی و رسمی در اختیار حزب دموکرات کردستان به رهبری بارزانی است و در سطح ملی و رییس‏جمهوری همچنان که با انتخاب برهم صالح مشخص شد در اختیار اتحادیه میهنی قرار دارد. در عین حال موقعیت دو طرف در حوزه جغرافیایی زیست خود یعنی حزب دموکرات در اربیل و اتحادیه در سلیمانیه وضعیت غالب را دارند.
اما وضعیت کلی در اقلیم نشان می‏دهد که ضمن برخی اختلافات میان دو حزب اصلی کردستان پس از همه‏پرسی و تحرک نظامی دولت عراق، همچنان وضعیت غالب با حزب دموکرات است که با ۴۲ درصد در قبال اتحادیه با ۲۰ درصد جلو است. در عین حال بیش از ۶۰ درصد قدرت همچنان در اختیار این دو حزب است و احزاب و گروه‏های جدید نظیر گوران، نسل جدید و جماعت اسلامی همچنان در کنار این دو حزب اصلی و طایفگی فعالیت دارند و آینده وضعیت آنها تابع اقدامات دو حزب اصلی است.

ایرنا: نحوه حضور و فعالیت تأثیرگذاری احزاب کرد در فرایند تشکیل پارلمان و دولت عراق را چطور ارزیابی می‏کنید؟ آیا کردها می‏توانند امیدی به مذاکراتی که قبل از همه‏پرسی با دولت عراق داشتند، داشته باشند؟
زندی: بله تصور می‏کنم کردها باید بر موضوعات کنونی و تثبیت وضعیت خود اقدام کنند. تجربه گذشته عراق در قبال داعش و همچنین برهم‏خوردن وضعیت داخلی این کشور که مجال بهره‎گیری از این شرایط را برای کردها در همه‏پرسی فراهم کرد و اشتباهات مالکی در قبال کردها تماماً بایستی درس مناسبی برای تنظیم روابط دو طرف در آینده باشد.
آنچه در دوره پساصدام در عراق رخ داده با توجه به سابقه تاریخی این کشور، نیز قابل قبول نبود و لذا حداقل در راه آینده مسیر عقلانی در دستورکار قرار گیرد.

ایرنا: سمت‏وسوی روابط اقلیم کردستان عراق با ایران طی این مدت چگونه بوده است آیا قول و قرارهای رهبران حزب دموکرات (آن‏طور که سردار باقری اشاره کردند) مبنی بر عدم اقدام نظامی گروه‏های مسلح از خاک اقلیم علیه ایران، منتفی شده است؟
زندی: واقعیت این است که پس از موضوع همه‏پرسی و همکاری ایران با دولت عراق در بازپس‏گیری کرکوک، نارضایتی زیادی در میان کردها پدیدار شد که آن را نوعی مقاومت کشورهای منطقه‏ای و جهانی در قبال خواست مردم کرد دانستند. در این شرایط پیش‏بینی برخی تحرکات امری عادی است که ممکن است حتی تحت کنترل مقامات محلی هم نباشد.
لذا هیچ اقدام نظامی علیه خاک ایران صورت نگرفته، اما زمینه تحرک برخی نیروهای کردی ایرانی و همچنین با توجه به حمایت اسراییل از همه‏پرسی اقلیم، پیش‎بینی‏پذیر بود که نوع حمله موشکی ایران به آن نشان از آمادگی و هشیاری از قبل موجود داشت.

ایرنا: طی ماه‏های اخیر بعضاً برخی مقامات کشورمان به نقش اربیل در بی‎ثبات‏سازی سیاسی و اقتصادی علیه ایران اشاره کرده‏اند، چرا شاهد چنین اظهاراتی از سوی مقامات ایران هستیم. نقش و سرمایه‏گذاری عوامل بیرونی در اتفاقات ماه‏ها و یکی دو سال اخیر را چگونه می بینید؟ آیا امکان دارد به نوعی کنترل اوضاع از دست دوطرف (تهران و اربیل) خارج شود؟
زندی: نخست از قسمت آخر پرسش شما شروع می‏کنم، تصور این‏که درگیری بین ایران و اقلیم رخ دهد تقریباً تا زمان کوتاه مدت و قابل پیش‎بینی، منتفی است. اما ایران با کشورهای منطقه به‏ویژه عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی در مسایل منطقه‏ای به‏خصوص وضعیت سوریه در وضعیت اختلاف شدیدی قرار دارد که دولت آمریکا نیز در صف مقابل ایران و در پشت صحنه از کشورهای مخالف ایران حمایت می‏کنند.
در این شرایط موضوعات و مباحث بسیاری در دستورکار قرار دارد که همه آنها هم‏زمان در حال پیگیری است؛ اهداف چندی از جمله در وجه حداقلی و خروج از سوریه گرفته تا به هم زدن اوضاع داخلی ایران در دستورکار است که به نظر می‎رسد تاکنون نتیجه‏بخش نبوده است.
اما آنچه در اینجا به بحث ما مرتبط است این است که به نفع اربیل نیست که در این شرایط وارد این دعوای جدی کشورهای منطقه‏ای شود و ضرورتی برای این کار و نفعی هم برای اقلیم در این جریان در حال حاضر متصور نیست. هرنوع تحرکی در این زمینه، تنها باعث خواهد شد که بحران سوریه به اربیل منتقل شود که به نظرم خواست موردنظر ایران هم نیست و تلاش تهران در این شرایط ایجاد جو مناسب در این کشور برای استقرار نظم و تثبیت امور در راستا منافع ملی و تمامیت ارضی عراق است که این شرایط با منافع ملی ما نیز تطابق دارد.

ایرنا: با توجه به این مسایل، چشم‏انداز روابط سیاسی و به‏ویژه روابط اقتصادی تهران و اربیل را با توجه به در پیش بودن تحریم‏های آمریکا علیه ایران چگونه می‏بینید؟
زندی: روابط سیاسی ایران و اقلیم چندان که باید جز در مواردی که در پرسش قبلی شما اشاره شد، مشکلاتی درپی نخواهد داشت و تصور می‏کنم که در این شرایط این روابط تأثیری نخواهد داشت. تنها موضوعی که برای ایران اهمیت دارد تعامل اقتصادی است که با توجه به صادرات بخشی از نفت کرکوک از طریق ایران، تداوم رابطه اقتصادی ایران و اربیل در آینده با استقبال مواجه باشد و چندان که باید امکان بهره‏برداری از آن برای فشار از ایران مقدور نباشد زیرا آنقدر در تراز خارجی ایران قابل توجه نیست و دیگر این که این رابطه بیشتر به نفع اقلیم است.