به گزارش پایگاه خبری ربیع، برای شبه‌روشنفکرانی که آن‌قدر در غرب‌زدگی خود حل و هضم شده‌اند که غیرت را تنها در معنای حسادت در روابط عاطفی و جنسی فهم می‌کنند، بدون شک درک مفهوم «غیرت مقدس» و گستره و تجسم آن در مناسبات فرهنگی و اجتماعی یک جامعه دینی دشوارترین امر عقلی است.

برای آنان که بر اساس کلیشه‌ی‌ صد ساله‌ی معوج، تکراری و جامانده از کتاب‌های صادق هدایت ملعون، سال‌ها درباره غیرت فیلم ساخته‌اند و در بهترین حالت آن قیصر را روی سرشان حلوا حلوا کرده‌اند، تصور چهره‌ای دوست‌داشتنی و مورد پسندِ مردم دیندار از غیرت مقدس، ورود به حریم ممنوعه است، حریم ممنوعه‌ای که به دلیل تنبلی، رکود فکری و فهم زنگ‌زده آنها از دین و نظام اجتماعی آن ایجاد شده است.

چه اینکه اگر کسی حریم این منطقه ممنوعه را بشکند، بی عملی آنان بیشتر توی چشم می‌زند و آنها دیگر نمی‌توانند با تکرار تصویر خشن و بی‌منطق و بی‌مبنا از مردان با غیرت، فیلم بسازند و کاسبی کنند.

بر همین مبنا است که «مغزهای پیر بنگ‌زده‌»ی هیات داوران، غیرت کور و کینه‌جوی مُشتی انسان نئاندرتالِ وحشیِ عصبی در «مغزهای کوچک زنگ زده» را می‌بینند و جایزه‌باران می‌کنند و غیرت مقدس، منطقی و هدفمند آقا موسی در #لاتاری را با صراحت بایکوت می‌کنند.

غیرت مطلوب شبه روشنفکران و کاسبان سینما برای به تصویر کشیدن، همین غیرت خشن و بی مبنای فیلم هومن سیدی است که برای رسیدن به منشاء شایعه‌ای درباره خواهر خود چندین نفر را با قمه و پتک و زنجیر لت و پار می‌کند و به خاطر یک خطای کوچک، ناموس خود را با بند کفش خفه می‌کند و در باغچه خانه چال می‌کند، نه غیرت آقا موسی که برای سرو سامان گرفتن دو جوان پیشقدم می‌شود و دعوا و کتک‌کاری بی‌جهت نامزد و برادر دختر قربانی لاتاری را نکوهش می کند و به دنبال ریشه ماجرا می گردد و برای قطع ریشه فساد و بی‎ناموسی، دارایی‌اش را می فروشد و زندگی‌اش را می گذارد و می رود تا عامل اصلی فحشا را از بین ببرد.

غیرت کور، ناموس خود را متهم می‌کند، دائما به او شک دارد و از سر توهمات مالیخولیایی او را محدود و زندانی می‌کند. غیرت مقدس اما ناموس خود را محترم می شمرد، به او اعتماد دارد و مدام او را بازجویی نمی‌کند و تلاش می کند با محبت و مردانگی حریم خانواده را حفظ کند و به جای پاره تن خود، مرزهای حمایت و پاسداری از حریمش را در برابر غیر و بیگانه علم کند. و این تصویر همان پاشنه آشیلی است که منورالفکرها به سختی نسبت به آن حساسند و مدام به آینه‌اش سنگ می زنند.

حالا به قول سخنگوی داوران جشنواره، وقتی آقا موسی ریشه مشکلات را بیرون از کشور می‌بیند، اشتباه است. آقا موسای دوست داشتنیِ اینها کسی است که به جای آرمانگرایی، خاکستری باشد و نقص داشته باشد، کسی است که پایش بلغزد و شک کند. فیلم خوب فیلمی است که در آن فقر و فلاکت و فرزند ناخواسته و پدر معتاد و سقط جنین و موسیقی زیرزمینی و همجنس‌خواهی و خودکشی و ترنس‌سکشوال‌ها موج بزنند و همه چیز را به گردن سنت و دین بیندازد.

یا به قول آن بازیگر تکراری که دست قضا او را میان داوران جشنواره نشانده، محتوای لاتاری خشونت و انتقام را ترویج می‌کرد، در حالی که آنها دوست داشتند مذاکره و گفتگو ببینند! و همین هیات داوران به فیلمی جایزه ویژه خود را می دهد که تمام سکانس‌هایش مملوء از خشونت و وندالیسم و آنارشی است.

خشونت پسر نوجوانی که چاقو می‌کشد، خواهرش را خفه می کند و مامور پلیس را با اسلحه می‌کشد قابل نمایش و تقدیر با سه جایزه مهم است اما قطع مسیر فساد و فحشای سازمان یافته ای که از خارج از مرزها هدایتی می شود، خشونتی است که مسئولان جشنواره دولت نئولیبرالیستِ لبخند و مذاکره آن را در تقابل با ایدئولوژی و هویت خود می بینند و بایکوتش می‌کنند.

اصلا عجیب نیست، وقتی غیرت مقدس را تصویر کنی و قهرمان کنش‌گری را که داد مردمش را از بیگانه می‌ستاند به آنها نشان دهی، بی‌عرضه ها و بی مایه‌ها و بی‌غیرت‌ها به تب و تاب می‌افتند.

یادداشت از حسین الهام

انتهای پیام/