به گزارش پایگاه خبری ربیع، به نقل از ایرنا، وزیر بازرگانی دوران دفاع مقدس در سومین نشست از سلسله نشست های «اقتصاد ایران در دوران دفاع مقدس» گفت که مجوز حضور سپاه در وزارت بازرگانی را محسن رضایی داده بود .
وی گفت: خود من از سپاه به وزارت بازرگانی رفتم و آقا محسن به ما اجازه داده بود هر کدام از نیروهای سپاه را که لازم داریم با خودمان به وزارت بازرگانی منتقل کنیم که این کار را هم انجام دادیم. بنابراین کسی نمی تواند ادعا کند که تیم سپاه در وزارت بازرگانی، سپاه را مورد بی مهری قرار می داد.
«ما در جنگ چیزی برای پشتبانی از جبهه ها کم نگذاشتیم. حوزه های بازرگانی کشور در داخل موظف به تامین کالاهای اساسی مردم و پشتیبانی از جنگ بود و در همه وزارتحانه ها یک معاونت پشتیبانی از جنگ ایجاد شده بود و در نخست وزیری هم معاونت پشتیبانی از جنگ بود که این معاونت ها را با هم هماهنگ می کرد.»

**تامین نیازهای جبهه در اولویت ما بود
وی افزود: یکی از اساسی ترین مسئله ما در دوران دفاع مقدس در وزارت بازرگانی تامین آذوقه بخش دفاعی بود. شما نمی توانید نیرو به جبهه بفرستید اما امکانات لازم را در اختیار آن ها قرار ندهید. تامین نیاز جبهه ها در اولویت اصلی ما بود علاوه بر آذوقه تامین لباس، پوتین و.. هم از اولویت های اساسی ما بود. معاونت پشتیبانی از جنگ وزارت بازرگانی مسئولیت پیگیری این امور را بر عهده داشت و این معاونت چند قرارگاه در مناطق جنگی ایجاد کرده بود تا نیاز های جبهه را بتوانند در سریع ترین زمان ممکن تامین بکند.

**سناریوهای مختلف برای اداره کشور داشتیم
جعفری سپس با اشاره به مشکلات ارزی در دوران دفاع مقدس گفت: در دوران جنگ با توجه به مشکلات ارزی چند سناریو برای کشور آماده کرده بودیم تا در صورت تحقق هر کدام از سناریو به سرعت بتوانیم واکنش نشان دهیم.
وی افزود: سناریو اول این بود که ما در خوشبینانه ترین حالت ۱۸ میلیار دلار درآمد ارزی خواهیم داشت. سناریوی دوم ۱۲ میلیارد دلار درآمد ارزی را پیش بینی می کرد و در سناریو سوم ۶ میلیار دلار و در سناریو چهارم ما درآمد ارزی صفر را پیش بینی کرده بودیم و برای هر کدام برنامه داسشتیم. دوستان بخش های مختلف برنامه های خود را نوشته بودند و بر حسب اینکه کدام اتفاق می افتاد سناریو اجرا می شد یعنی منتظر این نمی شدند که بحران اتفاق بیفتد بعد برای آن چاره اندیشی بکنند.

**دهه شصت پرچالش ترین دهه نظام
وزیر بازرگانی دوران دفاع مقدس در مورد چالش های آن دوران گفت: ما دچار چالش های گوناگونی بودیم و دهه شصت پر چالش ترین دهه انقلاب بود؛ جنگ مستقیمی بود که در همه جای کشور اثر خودش را نشان می داد، تحرم ها بود به این ها اضافه کنید مشکلاتی که دهه ۵۰ برای دهه ۶۰ به میراث گذاشته بود اعم از مصرف گرایی و فرهنگ کار راحت و عدم زحمت و اجتناب از تولید که باید اصلاح می شد و مردم هم شعارهایی داده بودند که باید عملی می شد. عدالت، آزادی، وحدت که باید به این مطالبات پاسخ می دادیم و هم بر چالش های تحمیلی راه حل پیدا می کردیم.

**سیاست سهمیه بندی کالاها
جعفری با بیان اینکه در شرایطی قرار داشتیم که تلاش داشتند عرضه نفت ما به حداقل برسد اقدامات وزارت بازرگانی را تشریح کرد و گفت : ما سهمیه بندی کالاها را در پیش گرفتیم. بالاخره یک نفر برای ادامه زندگی یک میزان کالری در روز نیاز دارد این میزان کالری توسط دانشگاهیان که در حوزه بهداشت و درمان بودند محاسبه شد. سپس این میزان کالری در قالب موادی که باید به مردم عرضه می کردیم تامین می شد ، مثلا چقدر لبنیات باید مردم بخورند ، چقدر گوشت بخوردند و… این ها را محاسبه کردیم و در قالب دستور کار تامین کشور قرار دادیم.

**نصف درآمدهای ارزی صرف جنگ شد
وی افزود: بخشی از کالاها در داخل کشور تولید می شد اما اکثر این کالاها را باید وارد می کردیم. که بر اساس جدول زمان بندی مشخصی وارد کشور شد از این رو ما مطمئن بودیم که حداقل میزان کالری که باید مردم مصرف کنند در پرچالش ترین شرایط هم تامین می شود و در دوره زمانی مشخص در اختیار مردم قرار خواهد گرفت .
«ما مطمئن شدیم که ارزش عدالت یعنی دسترسی افراد به میزان موارد غذایی مورد نیاز در همه جای کشور امکانش وجود خواهد داشت. در صورتی این کالاها را تامین کردیم که درآمدهای ارزی بین ۶ تا ۸ میلیارد دلار بود. که نصفی از آن هم صرف هزینه های جنگ می شد، جمعیت کشور هم حدودا نصف الان بود یعنی باید کالاهای مورد نیاز ۴۰ میلیون نفر را تامین می کردیم که به لطف الهی تامین شد.»

** فرهنگ مصرف گرایی دردهه ۶۰
جعفری گفت : در حالی وارد دهه ۶۰ شدیم که مردم دچار فرهنگ مصرف گرایی شده بودند، تولید آسیب دیده و از طرف دیگر هم فرهنگ کار تضعیف شده بود ، فرهنگ مصرف گرایی به قدری رشد کرده بود و درحالی که در داخل کشور هیچ شیرخشکی تولید نمی شد اما بیشتر مادران به نوزادان خود شیر خشک می دادند به ندرت پیدا می کردید مادری که فرزندش را بدون شیر خشک بزرگ کند .استفاده از شیر خشک ارزش بود و عدم استفاده از آن ضد ارزش .از این رو ما ناچار بودیم شیرخشک را هم جزو اقلام اساسی بگذاریم.
وی افزود: در کشور هیچ پنیری تولید نمی شد خوب در این بین چگونه باید تولید می کردیم؟ یک کارخانه ای در گلپایگان بود که پنیر تولید می کرد تنها جایی بود که احتمال می دادیم می شود پنیری تولید کرد که قابل توزیع در قالب کوپن بوده و کیفیت لازم را هم داشته باشد. برای این کار انواع متخصصان را آن جا بردیم تا توانستیم تولید آن جا را راه بیندازیم. بنابراین آرام آرام از این واحدهای تولید پشتیبانی شد تا راه بیفتند.

** تفکیک صنوف تولیدی از توزیعی
جعفری سپس به تشریح سیاست دیگر وزارت بازرگانی جهت حمایت از تولید پرداخت و گفت: در سال های بعد از انقلاب متاسفانه سیاست زمان رژیم پهلوی که حمایت از دلالان و تضعیف تولید بوده منتقل شده بود ما در این زمینه تفکیک صنوف تولید از توزیعی را دستور کار قرار دادیم و برای اولین بار در وزارت بازرگانی برای اصناف تولیدی یک نماینده قرار دادیم تا مستقیما با مسئولان وزارتخانه در ارتباط باشند. تفکیک این دو از هم خیلی پر زحمت بود اما بالاخره با اصرارهای ما عنوان صنوف تولیدی جا افتاد و به بخش تولید وزن دادیم.
جعفری ادامه داد: در پایان جنگ، بانک جهانی گزارشی تهیه کرد و اعلام کرد با محاسبات اقتصادی کشور ایران در پایان جنگ باید کشوری ورشکسته باشد اما ادامه این اقتصاد با عدم ورشکستگی به یک معجزه شبیه است. ما در آن زمان هر فکر و ایده ای که برای تقویت تولید به ذهنمان می رسید انجام می دادیم.
وی سپس به بیان مثالی در این زمینه پرداخت: کارخانجات آلومینیوم اراک جزو کارخانه های کلیدی جمهوری اسلامی در زمان جنگ بود و مرتبا مورد حمله قرار می گرفت. هر موقع این کارخانه بمباران می شد مستقیما هیاتی از نخست وزیری اعزام می شد تا این کارخانه سریع پا برجا شود. ما تیم های مختلفی قرار داده بودیم که بخش های مختلف کارخانه را سریعا راه بیندازند. چرا که این کارخانه سنبل مقاومت بود و اگر از بین می رفت یعنی اراده ما از بین رفته است. البته این کارخانه در حوزه مسائل جنگی هم کمک می کرد و برای جبهه تولیداتی داشت.

** حاکم شدن فرهنگ کار
جعفری دلیل دیگر موفقیت در دوران دفاع مقدس را حاکم بودن فرهنگ کار دانست و ادامه داد: در همه نهاد ها این فرهنگ حاکم بود؛ ساعت ۲.۵ صبح از نخست وزیری زنگ می زدند که گزارش فلان چیز ، مثلا گندم چی شد؟ چرا که ما می دانستیم معروف است که می گویند «نان دولت عوض می کند.» دوستانی که جمع شده بودند نیامده بودند چیزی ببرند آمده بودند چیزی بگذارند این خیلی کلیدی بود.
وی ادامه داد : امروز چیزی که ما با آن تحت عنوان فساد مواجه هستیم آن زمان بین مسئولین موضوعیت نداشت تعداد افراد فاسد از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد. حضور افراد پاک دست که آمده بودند کار انجام بدهند به اداره کشور کمک می کرد. ما یک الگو داشتیم؛ شهید رجایی وقتی می خواست فردی را برای کاری انتخاب کند به او می گفت که کار ما ۲۴ ساعته است و تعطیلی نداریم.

** استقبال از بحران
جعفری یکی دیگر از ویژگی های مدیریت دوران دفاع مقدس را به استقبال بحران رفتن دانست و بیان کرد: یعنی اینکه شما نگذارید بحران اتفاق بیفتد بعد بگویید چه کنم بلکه به استقبال بحران برید ، از آن استقبال کنید و به موقع جلوی اثرات مخرب ان را بگیرید شما اگر یک کفشی بخرید که از پای شما یک نمره کوچک باشد مثل این است که اصلا کفش نخریدید.
وی گفت: پیشانی دوران دفاع مقدس جبهه ها بود یک پشتوانه عظیم ارزشی داشت که کمک می کرد جبهه ها اداره شوند برای هر نفری که می خواهد در جبهه بجنگد حداقل ۸ تا ۱۰نفر باید پیشنبانی کند این افراد با همان ارزش ها در ادارات کار می کردند. وقتی می گوییم دفاع مقدس برخی فکر نکنند دفاع مقدس فقط محدود در جبهه ها بود. شما در نظر بگیرید وقتی شهرها بمباران ومردم پراکنده می شدند نظام توزیع کالای ما بهم می خورد و ما باید این را سامان می دادیم خوب این هم بخشی از پیشتیبانی از جنگ بود.

** تایلندی ها از ما می ترسیدند
جعفری سپس به تشریح اقدامات وزارت بارزگانی در حوزه بازرگانی خارجی پرداخت: برای اولین بار رفتیم از تایلند برنج بخریم مسئولان تایلندی اعم از زن و مردم از ما می ترسیدند نمی دانم چه چیزی در ذهنشان فرو کرده بودند. ما دو روزی تلاش کردیم تا این ها ما را به عنوان طرف مذاکره خود بپذیرند. بنابراین در صحنه بین الملی اینطور نبود که بخاطر اینکه شما جمهوری اسلامی هستید یا دارای دلار هستید شما را بپذیرند و برای شما فرش قرمز پهن کنند و یک مدت طول می کشید تا حاضر با معامله با ایران شوند.
وی افزود: ما یک سری کالا باید از خارج وارد می کردیم که جز کالاهای اساسی ما بود اما یک سری کالا هم جزو کالاهای اساسی نبودند اما به واسطه اینکه در کالاهای اساسی نقش داشتند مهم بودند مثل ما کالاها را باید با کامیون جابجا می کردیم خوب برای ما تجهیزات کامیون هم مهم بود از این رو ، این ها را هم باید تامین می کردیم. یا مثلا روغن وارد کرده بودیم اما حلب نبود که از آن قوطی بسازنند و ما بتوانیم روغن را توزیع کینم.

**اندیشه عالی نسب
وی سپس به نقش مرحوم عالی نسب و اندیشه های شهید بهشتی در اداره اقتصادی کشور پرداخت و گفت: مرحوم عالی نسب به ما یاد می داد که تولید محور بازرگانی است نه بازرگانی محور تولید.
او می گفت : شما اگر ویترینی در بازرگانی داخلی یا خارجی دارید اول باید محل تولیدش معلوم باشد و سنت تولید در ایران را این گونه بیان می کرد که پشت مغازه های بازار مراکز تولیدی آن ها بود مثلا مغازه های مسگری، اگر رابطه بین این تولید کننده و عرضه کنده قطع شود آن روز مصیبت اقتصاد کشور خواهد بود.
وی افزود: من برداشتم این بود که مرحوم عالی نسب ترجمان اجرایی نظریه های اسلامی مرحوم بهشتی بودند یعنی تئوری های اقتصادی بازرگانی در حوزه های مختلف مبتنی بر مبانی دینی از ذهن و قلب مرحوم بهشتی تراوش می کرد مرحوم عالی نسبت این ایده ها را به برنامه هایی اجرایی ترجمه می کردند. اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی به مدیریت شهید بهشتی بنیان گذاشته شد و شهید بهشتی ایده های اقتصادی خود را در این اصول منعکس کرده اند. من معتقدم شهید بهشتی در حوزه اقتصادی حرف های جدی داشت .

** مشکلات اقتصادی کشور
وی سپس به چرایی مشکلات اقتصادی کشور اشاره کرد و گفت: در سال ۱۳۵۱اتفاقی در ایران افتاد که بی سابقه بود؛ شوک اول ارزی ایران را به طور بی سابقه ای برای اولین بار با درآمد های نفتی گسترده ای مواجه کرد که خوابش را هم نمی دید بنابراین اداره کشور تحت تاثیر این شوک ارزی زیر و رو شد و این شوک منجر به شکل گرفتن دو اتفاق نامیمون شد.
وی افزود: اولین اتفاق ناگوار این بود که برای اولین بار در ایران دولت تحت فشار قرار می گیرد که چرا این ارزهایی که به شما دادیم را استفاده نکردید در حالی که ظرفیت استفاده از آن ها وجود نداشت. بنابراین سرازیر شدن این حجم عظیم دلارهای نفتی باعث شد که مسئله مصرف گرایی در جامعه ما شکل گرفت و دیگران برای ما خرج تراشیدند.
جعفری سپس گفت : برنامه چگونگی بیرون آوردن دلارهای نفتی از جیب ما را به سرعت چیدند ما به سرعت به سمت واردات عظیم کالاهای مصرفی سوق پیدا کردیم این می تونست ادامه پیدا نکند اما در ظرف سال های ۵۱ به بعد مصرف گرایی در فرهنگ ما جا خوش کرد، استاندارد ما شد استاندارهای مصرف اروپایی.
وزیر بازرگانی دوران دفاع مقدس ادامه داد : آخرین محصولاتی که در دنیا برای مصرف عرضه می شد بلافاصله شما در ایران آن را وارد می کردید.

** فروشگاه شهر و روستا
سال ۵۷ که انقلاب شد فروشگاهی داشتیم به اسم «شهر و روستا » مصیبت ما این بود که موجودی این فروشگاه را چگونه برنامه ریزی کنیم که بدون واسطه باشد و دست آنها قطع شود، اما وقتی ما این فروشگاه را تحویل گرفتیم انبارهایشان مملو بود از کالاهای آمریکایی مثل بستنی آمریکایی.
وی ادامه داد: نکته دوم این که بعد از سال ۵۱ اتفاق افتاد این بود که نخست وزیر وقت مصاحبه کرد و گفت، ما با این وضعیت مالی که داریم باید آقایی کنیم و دیگران برای ما کار بکنند بنابراین آرام آرام فرهنگ تولید در کشور تبدیل به فرهنگ بی کار راه رفتن و درآمد زیاد بدون زحمت داشت شد. بنایراین جوان های ما به دنبال شغل های زود بازده بودند در همین زمینه تعداد مدارس عالی بازرگانی که خدمات بازرگانی می دادند مثل قارچ در کشور رشد کرد و نمایندگی شرکت های خارجی نیازمند خدمات این افراد ، انقلاب با این وضعیت کشور را تحویل گرفت.